حقیقت فطرت و جایگاه آن در مسیر کمال انسان
17بروند پی کارشان، چرا این جا بروند پیکارشان چرا؟ عقل مردم که تفاوت نمیکند، مردم دو تا عقل که ندارند که یکی را در کیفشان بگذارند، در خیابان راه بروند وقتی که میآیند پیش آدم، آن را که در کیف است بردارند بگذارند آن یک را بگذارند نه! یک عقل است یک عقل بیشتر نیست، آن یک عقل همه جا با انسان است یا انسان از آن عقل تبعیت میکند یا تبعیت نمیکند، نه این که دو عقل است یک عقل است، همان عقلی که در مسائل جزیی بین حق و باطل تمییز میدهد همان عقل است که در مسائل کلی تشخیص رسالت پیغمبر را از نبوت کاذب مسیلمه کذاب تشخیص میدهد، یکی است! آن عقلی که انسان را در راه صحیح میبرد همان عقل در مسائل جزئی میآید حق و باطل در این قضایا میآید به انسان مینمایاند، کی گفته! دو عقل نداریم که نه اینها یک مسائلی است مربوط به ما مردم چون عقل ندارند به این نمیرسند، اما در سایر مطالب نه در آنجا چون مردم میرسند اینطور نیست، فطرت را همه دارند اتجاه به فطرت را همه باید انجام بدهند، پس دین چه شد؟ دین چیزی شد که باید آن دین با فطرت منافات داشته باشد، لذا در دستور العملهایی که انسان از افراد مختلف میبیند اگر دید آن دستورالعملها، آن برنامه ها با فطرت موافق بود تشخیص میدهد که راه این شخص راه صحیحی است، اگر آن برنامهها با مسائل فطری موافق نبود آن وقت انسان تشخیص میدهد که راه چیست؟ باطل است، هر کسی میخواهد باشد باشد، هر شخصی میخواهد باشد باشد، دیگر در اینجا فرقی نیست، فطرت اختصاص به عدهای دون عده دیگر ندارد، عقل اختصاص به یک عدهای دون عده دیگری ندارد، همه عقل دارند همه فطرت دارند.
مسئله سومیکه در این آیه ...، البته راجع به این قضیه فطرت خب فقط به اصطلاح به نحو اجمال عرض کردیم حالا فطرت چیست و چکارهای انجام میدهد؟ خب اینها باید صحبت بشود، مسئله سومیکه در این جا هست خدا میگوید خب خیلی خب پس فطرت را متوجه شدی، دین مطابق با فطرت را هم متوجه شدی حالا باید چهکار کنی، فاقم وجهت للدین حالا باید تمام همت خود را روی این دین بگذاری، حالا که فطرت را متوجه شدی چیست؟ دادههای الهی است که با آن دادهها، انسان صحیح را از غیرصحیح را تشخیص میدهد، همین که شما نگاه کنید ببینید به یک مظلومی دارد ظلم میشود ناراحت میشوید این ناراحت شدن شما به خاطر چیست؟ این لیوان آب در دست من ناراحت میشود نه! ناراحت نمیشود چرا؟ چون فطرت ندارد روح ندرد، اما من ناراحت میشوم، این ناراحت شدن که الان دارد این فرض کنید که بچه الان دارد سیلی میخورد و من دارم ناراحت میشوم و پرخاش میکنم که برای چه داری این بچه را میزنی، این الان در اینجا با یک مسئله فطری درگیر شدیم و آن چیست؟ آن ظلم است، ظلم از مواردی است که آن فطرت ظلم را قبیح میشمارد، فطرت ظلم را قبول

