کیفیت سلوک بانوان
21کوب و عرض کنم لنگه کفش، نخیر! از روی تیب خاطر، گفت این قدر چماق به سرش زدم که حلال حلال او به هوا رفت، از روی تیب خاطر! هر کدام به جای خود آن به جای خود اینهم به جای خود، مرد اگر برود با وجود این که مسئله مهمتری داشته باشد خدا از او نمیپذیرد، زن اگر این کار را بکند خدا نمیپذیرد چرا؟ چون ما با خدا طرف هستیم با غیر خدا که طرف نیستیم، با غیر خدا را میشود کاریش کرد اینطرف و آنطرف کرد، آنطرف را اینطرف کرد از این کارها میشود اما خدا را اینطرف و آنطرف نمیشود کرد.
لذا برای سلوک زن و برای سلوک مرد دو راه متفاوت قرار داده این این راه تو هم این راه، راجع به این قضیه خیلی مسئله دامنه دار است که انشاءاللَه جلسات دیگر در طول صحبت در هر مورد خاص به خودش خدمت مخدرات عرض میکنم که چطور اختلاف دو مسیر موجب اختلاف مقصد نمیشود، مسیر مختلف است ولی مقصد یکی است، مسیر مختلف است ولی مطلوب یکی است، بسیاری از موارد اتفاق میافتد که افراد به شاگردان خودشان دستورهای مختلف میدهند، در زمان مرحوم آقا هم همین طور بود، شما این کار را بکنید شما این کار را نکنید، در مقابل شما این کار را انجام بدهید، بعد موجب اعتراض آقا شما به ما این را میگویی مثلا فرض کن این کار را انجام بده، فلان کار اجتماعی را انجام بده، فلان کار داخلی را انجام بده به او خلافش را میگویید، خب او با شما فرق میکند موقعیت او با شما تفاوت میکند، اگر قرار این تشخیص بدهد خب این این را میگوید، این فقط اختصاص به زن و مرد ندارد در مورد مردها هم همینطور، خصوصیات هر کسی متفاوت است، به یکی میگفتند باید بروی سر کار و کار کنی به یکی میگفتند آقا باید در خانه بنشینی و کار دیگر نکنی، آنجا کار کردن برای او حیاتی بود رفتن در مغازه و پنجره را بالا کشیدن و نشستن و با مشتری سر و کله زدن، اینجا نشستن در منزل و کار نکردن برای هر کسی، این آقا باید این کار را انجام بدهی به یکی دیگر هم باید این را انجام بدهی، به این میگویند آقا باید این را در منزلت بیاوری به یکی میگویند آقا باید این را از منزلت بیرون ببری.

