اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(1)

0

موضوع اين جلسه: ازدواج مجدد و ازدواج موقّت 1 – حركت به سوي كمال از اولين و برجسته‌ترين قوانين فطري است. 2 – جاحظ از علماي برجسته اهل سنّت مي‌گويد: بي‌نيازي علي (عليه السلام) از همه و نياز همه به او دلالت بر افضليت او مي‌كند بر همه. 3 – در گذشته ازدواج مجدد يك نوع بزرگواري و كرامت محسوب مي‌ گردید، زيرا سرپرستي يك خانواده بدون مرد كمك به آنها تلقّي مي‌شده است. 4 – ازدواجهاي متعدّد ائمه عليهم السلام و اصحاب آنها يك أمر متداول و جزء فرهنگ آن زمان بوده است. 5 – تعدّد زوجات در كشورهاي عربي يك فرهنگ است ولي نفوذ فرهنگ غرب در ايران و مانند آن اين أمر را أمري غير صحيح قلمداد كرده است. 6 – در ايران تعداد دخترهايي كه در سنّ ازدواج هستند دو برابر تعداد پسرهاي در اين سنّ مي‌باشد. 7 – مسأله ازدواج مجدد يا منقطع براي سالك راه الهي در غير از موارد خاص خود مُضّر مي‌باشد. 8 – در صورتي كه ازدواج مجدّد فرد، موجب از هم پاشيده شدن زندگي او شود اين ازدواج صحيح نيست.

بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(1)

10
  • من در حدود چهار سال پیش بود که لبنان رفتم برای دیدن دوستان، در آنجا در یک جلسه‌ای بود و خب بسیاری از دوستان و افراد بسیار فهمیده مخدرات همه خانم بودند در آن جلسه، گاه‌گاهی ما جلسه داشتیم صحبتی داشتیم سوالاتی مطرح می‌شد، یک روز که عده زیادی بودند در آنجا در منزل همین عرض می‌شود که خانم حاج ام محمد حفظه اللَه که بسیار زن متقیه و بسیار زن موفق و می‌توانم بگویم از نوادر زنهایی است که من تا به حال دیدم، بسیار زن نورانی بسیار متقی، بسیار موفق بسیار عالمه و دانشمند و موجب اعتلا و موجب استیناس طائفه و عده زیادی از بی‌حجابها به دست ایشان با حجاب شدند و جلساتی دارند و واقعا من از صمیم قلب دوام عمر و طول بقای ایشان را خواستارم ازخداوند، زیرا که می‌بینیم فقدان ایشان خلاصه سلمه‌ای جبران ناپذیر بر عائله و اینها وارد می‌کند، بسیار زن مؤمنه و متقیه و آثار نورانیت و صلاح از چهره ایشان کاملا پیدا است، در منزل ایشان جلسه‌ای بود که مخدرات خانمها آمده بود، یک روز راجع به این مسئله صحبت کردند که ازدواج موقت و اینها چیست؟ من در آنجا مسئله را از دیدگاه سلوکی اصلا بحث نکردم، از دیدگاه اسلامی بحث نکردم، فقط از دیدگاه یک انسان، اولین چیزی که من در آنجا گفتم گفتم من اصلا مسلمان نیستم به عنوان یک انسان فقط به این مسئله نگاه می‌کنم، به عنوان یک انسان نه به عنوان یک مسلمان، نه به عنوان یک شیعه نه به عنوان یک سالک که آن دیگر بماند، این مجلس فقط به عنوان یک انسان، یک انسانی که اصلا دین ندارد ولی عقل دارد و فطرت دارد و این قوانین فطری در وجود او است، به عنوان یک انسان مسئله را من بررسی می‌کنم، بعد شروع کردم راجع به غرب صحبت کردن، آمار دادن وضعیت و اختلاف و مسائلی که خود لبنان وجود دارد آن اشکالات که در خود آنجا هست، گفتم چرا راه دور برویم همین جا در همین ایران خودمان، در همین ایران خودمان چقدر در این جنگ از همین جوانهای خودمان کشته شدند از بین رفتند شهید شدند، چقدر الان، اداره آمار چند سال پیش یک شخصی از دوستان رفته بود به اصطلاح برای من آمار گرفته بود تعداد زنهایی که قابلیت ازدواج را دارند، قابلیت ازدواج، ولی ازدواج نکردند دو برابر و نیم تعداد مردهایی است که در ایران قابلیت ازدواج دارند، التفات کردید این دیگر آمار است یعنی این دیگر مسئله شوخی نیست، خب حالا تکلیف چیست؟ تکلیف چیست؟ ما به عنوان یک انسان نه به عنوان یک مسلمان به عنوان انسان با این پدیده چطور برخورد کنیم، یا بگوییم اصلا ولش کن ما هستیم و زندگی خودمان و هر چه برسر بقیه آمد آمد عیب ندارد خب این خیال می‌کنم از انسانیت یک قدری دور باشد، من در آنجا این را مطرح کردم آیا موت و حیات به دست ما است موت و حیات، آیا مرگ و میر به دست ما است آیا حوادثی که اتفاق می‌افتد به دست ما است یا به دست ما نیست، گفتم یک زن جوانی که این در سنین جوانی به واسطه یک حادثه‌ای شوهرش را از دست می‌دهد، اتفاقا در آن مجلس هم چند نفری بودند در همان مجلسی که ما صحبت می‌کردیم، شوهرش را از دست می‌دهد و این شوهرش را دوست داشته، به هم علاقه داشتند عشق می‌ورزیدند زندگی آنها زندگی خوبی بوده، این زندگی را به واسطه یک امر و تقدیر الهی، نه به واسطه سوء اختیار خودش این را از دست می‌دهد، این چه گناهی کرده که باید تا آخر همین‌طور تنها بماند، این چه گناهی کرده خب این یک مسئله‌ای است و اگر ما خودمان را جای او بگذاریم و او را به جای خود بگذاریم آن وقت چه قضاوت می‌کنیم، آن وقت کار مشکل می‌شود هان! یک شخصی به عنوان یک انسان یک انسان یک یهودی به عنوان اصلا یک کمونیست ولی عقل دارد، کمونیستی که عقل دارد، کمونیستی که دلسوز است‌کمونیستی که همنوع خودش را می‌خواهد، کمونیستی که اهل انفاق است اهل ایثار است و سایر خصوصیات انسانی را می‌خواهد در وجود خودش بیاورد، با این پدیده چطور برخورد می‌کند، می‌گوید ولش کن مرد که مرد من و زندگی خودم را داشته باشم و آن زن نسبت به مرد یک هم‌چنین حالی را داشته باشد، بگذار همان جا تنها باشد به جهنم درست شد.