
بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(1)
موضوع اين جلسه: ازدواج مجدد و ازدواج موقّت 1 – حركت به سوي كمال از اولين و برجستهترين قوانين فطري است. 2 – جاحظ از علماي برجسته اهل سنّت ميگويد: بينيازي علي (عليه السلام) از همه و نياز همه به او دلالت بر افضليت او ميكند بر همه. 3 – در گذشته ازدواج مجدد يك نوع بزرگواري و كرامت محسوب مي گردید، زيرا سرپرستي يك خانواده بدون مرد كمك به آنها تلقّي ميشده است. 4 – ازدواجهاي متعدّد ائمه عليهم السلام و اصحاب آنها يك أمر متداول و جزء فرهنگ آن زمان بوده است. 5 – تعدّد زوجات در كشورهاي عربي يك فرهنگ است ولي نفوذ فرهنگ غرب در ايران و مانند آن اين أمر را أمري غير صحيح قلمداد كرده است. 6 – در ايران تعداد دخترهايي كه در سنّ ازدواج هستند دو برابر تعداد پسرهاي در اين سنّ ميباشد. 7 – مسأله ازدواج مجدد يا منقطع براي سالك راه الهي در غير از موارد خاص خود مُضّر ميباشد. 8 – در صورتي كه ازدواج مجدّد فرد، موجب از هم پاشيده شدن زندگي او شود اين ازدواج صحيح نيست.
بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(1)
12البته ممکن است افراد دیگر هم یک همچنین محذوری داشته باشند آنها هم همینطور، در زمانمرحوم آقا رضوان اللَه علیه راجع به این مسئله از ایشان سوال میشد، یک روز ایشان فرمودند که ازدواجی که در اسلام هست این ازدواج ازدواج دائم است یعنی اصل اولی در ازدواج دائم است، منتهی برای کسانی که ضرورت اقتضا کند و نتوانند آن ازدواج دائم را بکنند خب ازدواج موقت در اینجا به جای ازدواج دائم قرار میگیرد، اما اصل ازدواج بر ازدواج دائم است و از آنطرف این مطلب را هم ایشان میفرمودند و من این مطلب را الان میگویم که مسئله ازدواج برای سالک و برای غیر سالک تفاوت دارد، از اینجا دیگر مسئله دقیق میشود و نتیجه گیری در اینجا پیدا میشود، برای غیر سالک مسئله ازدواج ممکن است یک مسئله عادی باشد، خب افراد عادی اینها میآیند ازدواج میکنند چه دائم چه متعدد، یا به طور منقطع خب این مسئله به نحو عادی است و طبعا هر کسی هم ازدواج میکند یک انگیزههایی دارد، ممکن است خیلی از این انگیزهها حتی انگیزههای الهی الهی هم نباشد، بالاخره انسان است حالا میخواهد احساس میکند که میتواند فرض کنید که در صورت تعدد هم میتواند زندگی کند و یا چرا فرض کنید که ا کتفا بخواهد بکند، حالا که شرع راه را باز گذاشته و این چرا بخواهد فرض کنید که ...، حتی در مورد زن هم همینطور، حتی خود زن هم بخواهد از نعمتی محروم کند، طبعا ازدواجهایی که انجام میشود این ازدواجها که صد در صد که قصد الهی در آن نیست که فقط برای رضای خدا [باشد]، نه ممکن است فرض کنید که برای خواستههای نفسانی هم خب باشد، این بالاخره اصل قضیه ازدواج یک مسئلهای است که در آن این جهت هم خوابیده، حالا ما کی را پیدا میکنیم که بیاید در اینجا و صد در صد، صد در صد قصدش از این مسئله الهی باشد و خدمتی باشد و کمکی بخواهد باشد، شاید کم نمیگوییم نیست ولی کم افرادی اینطور باشند و خب این اشکالی ندارد و خداوند قرار داده و شرع هم اجازه داده، خب ما نمیتوانیم منع کنیم این مطلب را، منتهی مطلبی که هست راجع به سالک است.
