بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(1)
15سرپرست پیدا کنند، یک فرض کنید که به عنوان یک عیب تلقی میشد این قضیه این مسئله، یا این که مثلا فر ض کنید که در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام یک روز حضرت از منزل بیرون آمدند با حضرت امام حسن و امام حسین بودند رسیدند به امرء القیس که یکی از رؤسای قبایل بود در زمان ظاهرا قبل از خلافت بود قبل از خلافت بود یا این که اگر اشتباه نکنم در زمان خلافت، بعد حضرت رو کردند به امرءالقیس به عنوان یک امر عادی خیلی عادی، چطور این که ما الان فرض کنید که ما خواستگاری میرویم برای ازدواج، حضرت هم رو کردند به او و گفتند چند تا دختر داری گفت من سه تا دختر دارم، حضرت فرمودند یکی را به عقد من و یکی را به عقد حسن و یکی را به عقد حسین دربیاور، همان جا درآورد یکی را به امیرالمؤمنین یکی به امام حسن که این رباب دختر امرء القیس زوجه امام حسین علیه السلام مادر حضرت علی اصغر همین بود و بسیار زن بزرگواری بود خیلی و آن کسی بود که در بعضی از تواریخ از کربلا نرفت به مدینه و بالای سر قبر امام حسین بود تا این که از دنیا رفت، یعنی یک سالی در آنجا بود البته آن افراد و قبایل برای او یک سرپناهی و اتاقی برای او درست کرده بودند نمیرفت، حتی در آن اتاق هم نمیرفت یعنی این قدر این زن باوفا و وفاداری بود که حضرت سیدالشهدا هم این را خیلی دوست داشتند و شعری هم منسوب به سیدالشهدا است که انی لاحبّ دارا حلت فیه السکینه و الرباب که من خانه ای که را دوست دارم که در آن خانه سکینه دخترم و رباب به اصطلاح او باشد این همینجور، التفات کردید یا مثلا فرض کنید که که امیرالمؤمنین به برادرشان عقیل میگوید برای من یک زنی را بیاور از قبیله سقیف که در آن قبیله، که از آن فراموش کردم اسم آن را که برای من فرزندانی بیاورد که در روز عاشورا فرزندم حسین را یاری کنند که او رفت و همین امالبنین که مادر حضرت ابالفضل و سه فرزند دیگرش عون و اینها بود که برای حضرت آوردند التفات میکنید، یعنی اصلا مسئله ازدواج ازدواج دائم و متعدد در آن موقع مثل آب خوردن بود، یعنی مسئلهای یک فرهنگ بود یعنی یک مسئله عادی بود خیلی به نحو عادی با این مسئله برخورد میکنند و افرادی که هم که خب طبعا میآمدند هم زن این شخص میشدند، میدانستند با چه شرایطی رو به رو میشوند و آن شخص هم میدانست که با چه شرایطی با اینها روبرو شود و طبعا مسئله عدالت هم وجود داشت و اینها.

