بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(1)
21کمونیستی که همنوع خودش را میخواهد، کمونیستی که اهل انفاق است اهل ایثار است و سایر خصوصیات انسانی را میخواهد در وجود خودش بیاورد، با این پدیده چطور برخورد میکند، میگوید ولش کن مرد که مرد من و زندگی خودم را داشته باشم و آن زن نسبت به مرد یک همچنین حالی را داشته باشد، بگذار همان جا تنها باشد به جهنم درست شد.
خب آیا فکر این را نمیکنی که یک روز همین قضیه به سر خودت بیاید، خب یک وقت ممکن است بگوییم تقدیر است و باید صبر کرد باید صبر کرد خب این صبر به چه معنایی است، یعنی یک نفر باید چهل سال در انتظار و در حسرت یک سرپناهی باشد که بتواند او را تکفل کند و این را از او منع کند آیا این انسانیت است، من گمان نمیکنم اصلا این انسانیت باشد خب در حالی که انسان میتواند او را تکفل کند محبت کند احساس اطمینان کند، بدون این که به زندگی او لطمه بخورد هان! انسان میتواند این کار را انجام بدهد.
یکی از افرادی که در آنجا بود ایشان از من سوال کرد، شما چرا خودتان نسبت به این قضیه اقدام نکردید، من همه موارد را و خصوصیات را عرض میکنم آن چه را که من به ایشان در آن موقع گفتم و خب وضعیت فعلی من هم همین است و تفاوتی نکرده، او این است که هر شخصی یک سعهای دارد و یک ظرفیتی دارد و یک نفسی دارد، من نمیتوانم آهن باشم یا چدن باشم یا دیوار و نسبت به مسائل و نسبت به جریاناتی که میگذرد بی تفاوت باشم، من در وجود خودم احساسی که دارم این است که اگر احساس کنم یک فردی به من تعلق دارد فکرم نمیتواند از این قضیه فارغ باشد راحت باشد، خب نمیتوانم بی تفاوت باشم گرچه هم او را نبینم آن وقت این مقدار اشتغالی که برای من ایجاد میکند روی کاری را که بر عهده من گذاشته شده و تکلیفی که بر عهده من گذاشته شده اثر میگذارد، یعنی فرض کنید که من به صراحت میگویم من فرض کنید که الان در یک همچنین موقعیتی نبودم، اهل بحث و تحقیق و مطالعه و اینها نبودم، این درس و این مسائل نبود این مسائلی که الان خب به نحو تکلیف ما داریم انجام میدهیم نبود، اگر این چیزها نبود از نظر شرعی خود من هم شاید یک همچنین تکلیفی متوجه من میشد ولی با توجه به این خصوصیاتی که من دارم، با توجه به این مطالعات، با توجه به این اشتغالات، با توجه به این نحوه با توجه به این مسائلی که در دور و حول و حوش ما میگذرد و ذهن من باید در مسائل مختلفی باید جولان کند و خب طبعا خود دوستان نسبت به اشتغالات و اگر بخواهد یک همچنین مسئلهای ضمیمه بشود طبعا فکر مرا مشغول میکند، این اشتغال فکری با این مبنا منافات پیدا میکند، لذا محضور من این است.

