بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(1)
27شنیده شده، در حالتی که آنچه را که من مخالفت کردم ازدواج بر اساس مسائل شهوانی است، بر اساس مسائل غریزی است، بر اساس تنوع و اینها است که وقتی انسان بیافتد در این مسائل از آن مرتبهانسانیت پایین میآید و در همین عوالم منحط و مادون، که خب شأن یک انسان نیست که زندگی خودش را در اینگونه مطالب قرار بدهد در آن جا قرار میگرد، طبعا ذهن از توجه به مبدأ و توجه به بالا باز میماند و این مسئله درست است، اما اگر نه! یک شخصی میتواند قدرت دارد، میتواند تکفل کند و هیچ مشکلی هم برای او نیست بنده نمیتوانم او را منع کنم از این که به این مسئله بخواهد بپردازد، این قضیه مربوط به این مسئله بود.
البته ممکن است مطالب راجع به این مطلب خیال میکنم که فقط به همین مقدار صحبت کفایت کرده باشد حالا اگر رفقا و دوستان در این مسئله سوالاتی دارند خب سوالاتتان را مطرح کنند که من حیث المجموع اگر اشکالی و شبههای در ذهن هست که خب پاسخ داده شود.
تلمیذ: ببخشید که حالا اگر که مرد قدرت و استعداد این کار را داشته باشد، اما زن جنبه او را نداشته باشد زن اول نمیتواند همین که میگویید ذهنش مشغول میشود ... که نمیتوانم ازدواجی داشته باشم زن .. نداشته باشد آن کشش را و فکرش مشغول بشود و ذهنش مشغول بشود آن موقع چه؟
استاد: عرض کردم خدمتتان این را چون به نظر میرسد تنها مشکل در این مسئله همین است یا مشکل مهم در این قضیه همین است، خب بعضی از افراد هستند این مسئله را تحمل میکنند و بعضی میتوانند فرض کنید که به یک نحوی که خب مسئله مختفی باشد و از دیدگان او مثلا دور باشد رضایت بدهند به این کیفیت انجام بشود، اگر به هر دلیل اصلا زن قدرت نداشته باشد خب بعضی زنها هستند واقعا قدرت ندارند، یعنی ممکن است در ارتباط با این قضیه دچار مشکل روحی بشوند آن هم داخل میشود در آن مطالبی که خب منع نسبت به آن هست، انسان میخواهد یک کار ثواب بدهد عیال خودش این جا چیز میشود یعنی خلاصه دچار مشکل میشود، نه! در آن موارد هم باید انسان رعایت این جهات را باید داشته باشد، آن را که من عرض کردم این بود اگر شخصی بتواند، بتواند به نحوی این مطلب را انجام بدهد که مشکلی به وجود نیاید از نقطه نظر سلوکی آیا منع دارد یا ندارد این منظور من است، اما از نقطه نظر اجتماعی، از نقطه نظر مسائل خانوادگی، از نقطه نظر ارتباطات و اصلا علاقه بین خودش و بین زنش از نقطه نظر دچار مشکل شود من در آنجا بحث نمیکنم، در آنجا خودش میداند، حالا یک کسی فرض کنید که میخواهد یک کار خلافی انجام بدهد خب به بنده چه ارتباطی دارد، یا این که میگوید من قدرت این را دارم که من باب مثال فرض کنید که ازدواج مجدد کنم بدون این که فرض کنید که عیال اولم مطلع باشد ارتباطی با بنده ندارد، یعنی در این قضیه مسئله مسئله شخصی است.

