اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(1)

14132

بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(1)

37
  •  واکنش نشان داده باشند که این مسئله برطرف شده.

  •  اما امیرالمؤمنین علیه السلام حتی در آن وقتی که در منزل بودند فقط با حضرت زهرا سلام اللَه علیها بودند نه با کس دیگر، ولی داریم در بعضی از غزوات در بعضی از جنگها یا در بعضی از مواردی که امیرالمؤمنین رفتند، داریم که مثلا کنیزی که در آنجا در سال آخر حجت الوداع، آنجا این قضیه اتفاق افتاده، در یمامه یک کنیزی را حضرت این کنیز را برای خود انتخاب کرد، البته مسائلی که آنها انجام می‌دادند این مسائل جنبه بشری نداشته و یک ارتباطات و مسائل دیگری در اینجا بوده، من نمی‌خواهم کار امیرالمؤمنین توجیه کنم اصلا به طور کلی این را یک سالک می‌فهمد، وقتی که چطور یک شخص در آن حال سلوکی قرار می‌گیرد اصلا نسبت به این مسائل توجه ندارد، مثلا رسول خدا وقتی که درجنگ آن با یهود در جنگ خیبر رفتند آن رئیس قبیله یهود که اختب بود گفت یحیی اختب بود دختر او صفیه را به عقد خود درآوردند ازدواج خود درآوردند، بعد از آن که بر خیبر غلبه پیدا کردند خب این مسئله اصلا مسئله غریزه در کار نبوده اصلا در آن زمان زن پیغمبر شدن یک شرافتی بود، مثلا زن پیغبمر است همان طور که می‌گفتند ابی بکر با آن ثروتی که داشته می‌آید دختر خودش را به عقد پیغمبر درمی‌آورد، دختری که دوازده سیزده ساله است چطور زن یک مردی که پیغمبر در آن زمان پنجاه و خورده‌ای سالشان بود، وقتی که‌آمدند مدینه و اینها پنجاه و خورده‌ای سالشان بود، چطور فرض کنید که این را به عنوان افتخار، تازه همه جا می‌گفت من پدرزن پیغمبر هستم، الان سنی‌ها افتخار می‌کنند می‌گویند ابوبکر اب الزوج النبی پدرزن پیغمبر است درست شد، آن زمان یک افتخار بود، یعنی حتی اگر پیغمبر هم نمی‌خواست حتی اگر پیغمبر هم نمی‌خواست به خاطر مسائل اجتماعی به این تن در می‌داد که حالا یک قبیله ای است قبیله مهمی است این فلان این پدرش کشته شده و این دختر به عنوان ترحم و به عنوان الفت بین مسلمین وبین یهود این را در می‌آورند و ما نظایر این را سراغ داریم، مثلا فرض کنید که در زمان شاه عباس شاه عباس صفوی وقتی که می‌خواست ازدواج کند دو قبیله مهم شیعه در ایران بود یکی قبیله قزلباش، یکی قبیله ظاهرا قراقزلو بود یکی قزلباش و یکی و این دو قبیله دو قبیله مهم شیعه بودند که در مقابل اهل تسنن می‌ایستادند، گفتند خب چه‌کار کنند شاه عباس از کدام زن بگیرد اگر از این قبیله زن بگیرد خب آن به او برمی‌خورد، از آن بگیرد این می‌گوید چرا؟ آمدندتصویب کردند که یکدفعه دو تا دختر از دو قبیله ایشان بگیرد و یکی از این قبیله انتخاب کردند یکی هم از آن قبیله، بعد گفتند که حالا اگر یکی را عقدش را زودتر بخوانند آن به دیگری افتخار می‌کند می‌گویند من اول زن شاه عباس شدم، آمدند دو نفر عاقد نشستند این حالا در این جا نشسته در یک لحظه هر دو گفتند أنکحت، که در یک لحظه دو تا دختر دو قبیله قزلباش و قبیله قراقزلو اینها به عقد شاه عباس دربیاید التفات کردید، یعنی این‌