
بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(1)
موضوع اين جلسه: ازدواج مجدد و ازدواج موقّت 1 – حركت به سوي كمال از اولين و برجستهترين قوانين فطري است. 2 – جاحظ از علماي برجسته اهل سنّت ميگويد: بينيازي علي (عليه السلام) از همه و نياز همه به او دلالت بر افضليت او ميكند بر همه. 3 – در گذشته ازدواج مجدد يك نوع بزرگواري و كرامت محسوب مي گردید، زيرا سرپرستي يك خانواده بدون مرد كمك به آنها تلقّي ميشده است. 4 – ازدواجهاي متعدّد ائمه عليهم السلام و اصحاب آنها يك أمر متداول و جزء فرهنگ آن زمان بوده است. 5 – تعدّد زوجات در كشورهاي عربي يك فرهنگ است ولي نفوذ فرهنگ غرب در ايران و مانند آن اين أمر را أمري غير صحيح قلمداد كرده است. 6 – در ايران تعداد دخترهايي كه در سنّ ازدواج هستند دو برابر تعداد پسرهاي در اين سنّ ميباشد. 7 – مسأله ازدواج مجدد يا منقطع براي سالك راه الهي در غير از موارد خاص خود مُضّر ميباشد. 8 – در صورتي كه ازدواج مجدّد فرد، موجب از هم پاشيده شدن زندگي او شود اين ازدواج صحيح نيست.
بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(1)
8در زمان سابق طبعا جنگهایی اتفاق میافتاد و مرضهایی که بود مرگ و میرهایی که بود ناراحتیهایی که به وجود میآمد، مردها بیشتر در معرض اینگونه حوادث بودند تا زنها، مثلا فرض کنید که در یک جنگ اتفاق می افتاد اولا در لشگرکشیها همه مرد بودند زن که نبود، در یک لشگرکشی پنجاه هزار نفر از بین میرفتند، یعنی پنجاه هزار نفر آماده و استعداد برای ازدواج یکدفعه در یک جامعه خالی میشد یکدفعه خالی میشد، در جنگ بین الملل دوم پنجاه و یک ملیون نفر از بین رفتند التفات میکنید پنجاه و یک میلیون نفر، چقدر جمعیت است، بیست و دو میلیون فقط از مردم آلمان از بین رفتند، هفده ملیون از فرانسه از بین رفتند، چقدر ملیون از روسیه از بین رفتند و از این پنجاه و دو میلیون نفر حدود چهل و خوردهای مرد بودند، هفت یا هشت یا ده میلیون زن بودند زنها هم بر اثر بمبارانهایی که میشد در منازل و الا آنچه که در صحرا و میدان و معرکه بودند همه مرد بودند، یعنی چهل ملیون مرد یکمرتبه از عرصه اجتماع در دنیا کم شد، خب وقتی که ما تاریخ را مطالعه میکنیم میبینیم در آن زمان به طور کلی جامعه با فقر مرد مواجه بود، فرض کنید در فرانسه یا آلمان اصلا در محلات در شهرها در منازل اینها، این نیاز نیاز به ازدواج مجدد و لو ازدواج متعه به طور غریزی در همه وجود داشت، خب این مسئلهای است که ما نمیتوانیم انکار کنیم این واقعیت است دیگر یک واقعیت است، از آنطرف تحمل زن نسبت به این مسئله خدا بیشتر قرار داده، یعنی زن در تحمل جدایی و عدم چیز از مرد قویتر است و مرد احتیاج بیشتری دارد، این هم از این نقطه نظر مزید بر علت و مزید بر این جهت خب طعبا هست، تا این سده اخیر این مسئله وجود داشت و ما در کتب وقتی که میخوانیم فلان آقا رفت در فلان جا و فرض کنید که در آنجا یک ازدواج موقت کرده بود، فلان آقا فرض کنید که در آنجا رفت فلان تاجر فرض کنید که در شهر وارد شد در همان چند روزی که در آن شهر بوده ازدواج موقت کرده یک امر خیلی عادی بوده، یعنی بسیار امر عادی و سهل، البته این ازدواجهای موقت همه از افراد و دوشیزه نبودند خب بالاخره همه جور زن و همه جور مرد متناسب وجود داشته، مثلا بعضی از مسائلی که اصلا ما مطالعه میکنیم اصلا یک قدری حیرت میکنیم فرض کنید که در زمان پیغمبر و همینطور بعد از آن میبینیم افرادی که در سنین ٦٠ سال بودند اینها خواستگاری میکردند از یک دختران ١٥ ساله، ابی بکر برای خواستگاری حضرت فاطمه زهرا آمده بود التفات میکنید، عمر آمده بود فرض کنید که، نه اینکه حالا این امر چیز باشد یعنی خب مثلا در آن زمان این رسم بوده، این مسئله که چطور این که خود عائشه دختر ابی بکر وقتی به ازدواج پیغمبر درآمد سنش خیلی کم بود ده دوازده سالش بود و بعد در منزل پیغمبر بزرگ شد، یعنی و در عین حال ابی بکر افتخار میکرد که دخترش زن پیغمبر است، اصلا افتخار میکرد نه اینکه تنها فقط عیب بود، این را خدمتتان عرض میکنم تا این که اصلا با فرهنگ این مسئله ازدواج ازدواج مجدد ما آشنا بشنویم که این نحوه که الان در میان مرسوم است و متدوال است و به عنوان یک امری که الان، البته الان باز نسبت به سابق نیست یک قدری بهتر شده و در سابق خب یک قضیه اصلا به نحو دیگری بود، اصلا در زمانهای سابق به این نحو بود و حتی اگر شخصی ازدواج مجدد نداشت این را به عنوان یک عیب تلقی میکردند که مثلا فرض کن این شخص عرضه ندارد دو تا خانواده را اداره کند عرضه ندارد یا مثلا نمیخواهد نفعش به یک کسی برسد، نمیخواهد از اموالش یک خانواده دیگریسرپرست پیدا کنند، یک فرض کنید که به عنوان یک عیب تلقی میشد این قضیه این مسئله، یا این که مثلا فر ض کنید که در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام یک روز حضرت از منزل بیرون آمدند با حضرت امام حسن و امام حسین بودند رسیدند به امرء القیس که یکی از رؤسای قبایل بود در زمان ظاهرا قبل از خلافت بود قبل از خلافت بود یا این که اگر اشتباه نکنم در زمان خلافت، بعد حضرت رو کردند به امرءالقیس به عنوان یک امر عادی خیلی عادی، چطور این که ما الان فرض کنید که ما خواستگاری میرویم برای ازدواج، حضرت هم رو کردند به او و گفتند چند تا دختر داری گفت من سه تا دختر دارم، حضرت فرمودند یکی را به عقد من و یکی را به عقد حسن و یکی را به عقد حسین دربیاور، همان جا درآورد یکی را به امیرالمؤمنین یکی به امام حسن که این رباب دختر امرء القیس زوجه امام حسین علیه السلام مادر حضرت علی اصغر همین بود و بسیار زن بزرگواری بود خیلی و آن کسی بود که در بعضی از تواریخ از کربلا نرفت به مدینه و بالای سر قبر امام حسین بود تا این که از دنیا رفت، یعنی یک سالی در آنجا بود البته آن افراد و قبایل برای او یک سرپناهی و اتاقی برای او درست کرده بودند نمیرفت، حتی در آن اتاق هم نمیرفت یعنی این قدر این زن باوفا و وفاداری بود که حضرت سیدالشهدا هم این را خیلی دوست داشتند و شعری هم منسوب به سیدالشهدا است که انی لاحبّ دارا حلت فیه السکینه و الرباب که من خانه ای که را دوست دارم که در آن خانه سکینه دخترم و رباب به اصطلاح او باشد این همینجور، التفات کردید یا مثلا فرض کنید که که امیرالمؤمنین به برادرشان عقیل میگوید برای من یک زنی را بیاور از قبیله سقیف که در آن قبیله، که از آن فراموش کردم اسم آن را که برای من فرزندانی بیاورد که در روز عاشورا فرزندم حسین را یاری کنند که او رفت و همین امالبنین که مادر حضرت ابالفضل و سه فرزند دیگرش عون و اینها بود که برای حضرت آوردند التفات میکنید، یعنی اصلا مسئله ازدواج ازدواج دائم و متعدد در آن موقع مثل آب خوردن بود، یعنی مسئلهای یک فرهنگ بود یعنی یک مسئله عادی بود خیلی به نحو عادی با این مسئله برخورد میکنند و افرادی که هم که خب طبعا میآمدند هم زن این شخص میشدند، میدانستند با چه شرایطی رو به رو میشوند و آن شخص هم میدانست که با چه شرایطی با اینها روبرو شود و طبعا مسئله عدالت هم وجود داشت و اینها.
