بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(2)
29فوت کرده، اولا اختلاف عقیدتی بین او و بین شوهرش وجود داشته، یعنی فردی بوده معتقد به مبانی به مبانی اسلام و متعهد ولی شوهر مرحوم ایشان ایشان هم خوب بوده فرد چیزی بوده ولی به اندازه ایشان نبوده این اختلاف اساسی جدی اول، مسئله دوم اختلاف فرهنگی بوده که بین خانواده زن و بین خانواده شوهر بوده، در خانواده زن زن سالاری و در خانواده شوهر مردسالاری بوده با آن معنای غیر صحیح خودش، خب طبعا وقتی که یک همچینن دختری از یک همچنین خانواده میآید میرود در این خانواده چه برخوردهایی ممکن است به وجود بیاید این هم مسئله دوم که اختلاف اساسی در این قضیه وجود داشته، ولی این زن در این مدت با شوهر چطور زندگی کرد، میگفت در تمام مدتی که با او زندگی کرد پایش را جلوی شوهرش دراز نکرد، در تمام مدت یک وقت به شوهرش تو نگفت، این زن و این هم از به اصطلاح چیز نبودند از نقطهنظر سطح افراد جامعه از افراد خیلی مرفه هم بودند، در تمام مدت زندگی یک مرتبه از شوهر درخواستی نکرد که شوهر رغبتی بر انجام این نداشته باشد از دهان این اصلا بیرون نیامد یک همچنین چیزی را میشود باور کرد، میگفت هر وقت این شوهرش میرفت بیرون این کفشهای شوهرش را واکس میزد، میگفت حتی اگر شوهرش دو بار در روز میرفت بیرون دو بار این کفش را واکس میزد، هر وقت شوهرش آمد به منزل لباسهایش را این آمد درآورد آمد به او ترهیب گفت و به مقتضای حالش شربتی چیزی آماده کرده بود که این وقتی میآید خسته از اداره بوده از کاری بوده چه بوده از او ... پذیرایی کرده باشد، در تمام مدت زندگی یک مرتبه نگفت این را برای من بخر، چرا این کار را انجام ندادی؟ چرا این کار را انجام ندادی؟ جالبتر از همه اینها این که ایشان میگفت که بعضی از اوقات ما به یک مجلسی دعوت داشتیم مجلس مال نزدیکترین افراد به ما بود، مثلا فرض کنید مجلس عروسی، مجلس عقد، مجلس عروسی جشنی بود مجلسی بود غذایی بود اطعامیبود، مربوط به حتی نزدیکترین افراد به ما بود، میگفت ما آماده میشدیم از منزل که میآمدیم بیرون یک مرتبه ایشان پشیمان میشد میگفت این جا نمیرویم، میگفت حتی چرا از دهان من خارج نشد، این که چرا؟ میگفتم که شوهر من است نمیخواهد برمیگردیم منزل درست شد و چیزهای دیگری که خب ... این شخص، من رو کردم به آن شخص گفتم اگر سالکی باشد این زن است، با این که این فقط نماز میخواند فقط نماز میخواند چرا؟ چون آنچه را که خدا گفته این دارد انجام میدهد حالا ما شب تا صبح نماز شب بخوانیم، میشود باور کرد؟ خود من خیلی تعجب کردم وقتی که از او شنیدم گفتم خود من خیلی دارم تعجب میکنم، مگر یک همچنین چیزی امکان دارد اصلا مگر امکان دارد، گفت یک همچنین مسئلهای بوده درست، اگر زنی به شوهر بگوید چرا این را انجام ندادی که شوهر خجالت بکشد ومیلش نباشد بداند این زن که اعمالش همه از بین رفته، درست میخواهد انجام

