
بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(2)
موضوع اين جلسه: ازدواج مجدد و ازدواج موقّت 1 – جواز ازدواج مجدد براي مرد، يك حكم شرعي ميباشد نه حق تا با اسقاط آن رعايت آن لازمالاجرا باشد. 2 – فرمايش مرحوم علامه طهراني در ارتباط با ازدواج مجدد به افراد. 3 – ذكر قضيهاي در ايجاد فتنه بواسطه ازدواج مجدد شخصي و تكدّر خاطر مرحوم علامه طهراني از آن. 4 – مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه ميفرمودند: وقتي طلبه به لُمعه ميرسد بايد عمامه بگذارد. 5 – علامه طهراني رضوان اللَه عليه خطاب به شاگردانشان ميفرمايند: هر كسي بايد در قيامت پاسخگوي گفتار و كردار خود باشد من نميتوانم بار افراد ديگر را به دوش بگيرم. 6 – ازدواجهاي متعدّد مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه جنبه شهواني نداشته است. 7 – علت منع مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه، از گرفتن مراسم عروسي در تالار. 8 – يكي از مهمترين مسائل در حركت و مسير سير و سلوك رعايت مراقبه توسط افراد ميباشد.
بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(2)
9در سفر کربلا هم مشرف شدیم در این سفر قبل از این، سفر اخیر یک روز یادم است یا دو روز یادم است من عمامه داشتم تا اینکه دیدم نه! در حرم اینطرف و آنطرف هی میآیند و مینشینند پیش انسان که از ایران آمدی، حتی مزاحم میشوند یک مرتبه در حرم امیرالمؤمنین علیه السلام دعوایم شد با یک نفر، گفتم آقا خجالت نمیکشید ما دو روز بلند شدیم آمدیم در اینجا هی بلند میشوید میآیید دور و بر انسان چیز میکنید، بروید به کارتان برسید این کارها چیست که میکنید دیدیم فایده ندارد، علی کل حال خود ما وقتی که در یک محیطی هستیم که احساس میکنیم ما را نمیشناسند و به ما توجه نمیکنند ما خیلی راحت هستیم.
ولی صحبت در این است که انسان باید به تکلیف عمل کند، وقتی که در این زمان باید عمامه گذاشت و عمامه سنت پیغمبر است و دستور است و تکلیف است دیگر شانه خالی کردن ندارد، بله راحت رفتن و در خیابان دور زدن و دویدن و هر جایی ایستادن و با هر کسی صحبت کردن با کتوشلوار و کاپشن و اینها خیلی راحت است و خیلی هم به انسان بیشتر خوش میگذرد، ولی اینها را انسان باید برای دیگران بگذارد و باید متوجه باشد بالاخره تفاوتی باید باشد، مسئله باید فرق کند این کهنمیتواند لذا در نهایت وقتی که مسئله به جایی رسید، گفتم آقا جان سفرهای پهن شده خوردی از این سفره خوردی، نخوردی یک عده دیگر میخورند و بعد سفره را جمع میکنند خداحافظ شما، امر و نهی در کار نیست مسئله هم همینطور است قضیه هم شوخی بر نمیدارد، امری در کار نیست نهیی در کار نیست فقط صرف بیان مطلب است همین و اضافه بر این چیز دیگری مطرح نیست، راجع به این قضیه هم مسئله همینطور است بعضیها با این مطلب خیلی منطقی و عقلایی و خیلی صحیح برخورد کردند و مشخص بود که مطلب را پذیرفتند و دریافتند و نسبت به اهمیت آن آن را مورد توجه قرار دادند و از کیفیت بیان و کیفیت نحوه صحبت مشخص بود که بسیار این مسئله منطقی صحیح و به طور واقعی این مسئله مطرح شده در ذهن جا افتاده و نفس این مسئله را پذیرا شده و خوشا به حال آنهایی که با مطالب آن افرادی که به طور واقعی برخورد میکنند و صحیح برخورد میکنند و از حدودی که خداوند قرار داده از آن حدود تعدی نمیکنند و آن چه را که مورد رضای الهی است انجام میدهند، هر شخصی باید ببیند موقعیت او چطور است حال او چطور است، کیفیت برخورد او با این مسئله و جوانب قضیه و صلاح و فسادی که ممکن است بر این قضیه مترتب باشد، حتی من فر ض کنید که نسبت به آن قضیه که برای آن شخص اتفاق افتاده بود در زمان مرحوم آقا، گفتم اگر من میدانستم یک همچنین وضعیتی هست هیچ وقت خود من اقدام نمیکردم، یعنی اگر من جای او بودم و این اوضاع را و این مسائل را احساس میکردم البته بعد بالاخره منجر به جدایی و اینها شد بالاخره انسان زندگی را میخواهد که این زندگی مقدمه برای کمال او باشد نه این که زندگی همه زندگی دردسر و نارا حتی و بزن بزن و بکوب بکوب، این که دیگر زندگی نیست این که مسئله نیست، علیکلحال یک عاقل باید همه جوانب را در این مسئله ارزیابی کند تا اینکه بتواند راه صحیح را آنطوری که خود مرحوم آقا فرمودند انتخاب کند.
