اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(2)

14041
نسخه عربی

بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(2)

11
  •  آنها عمامه می‌گذارند و به لباس رسول خدا ملبس می‌شوند، طبیعی است این قضیه به طوری که برای خود من در ابتدای قضیه همین طور بود، این قضیه یک مقداری مشکل بود و چون انسان وارد در یک مسیر جدیدی می‌شود حال جدیدی پیدا می‌کند و ضعیت جدیدی پیدا می‌کند، خب هنوز مأنوس نیست یک وقتی انسان در بین فرض کنید که طائفه‌ای است که همه اینها عمامه می‌گذارند خب انسان هم می‌گذارد، خب خیلی عادی است برخورد ...، ولی یک وقتی نه! مسئله فرق می‌کند.

  •  ان‌شاءاللَه مطالبی در همان روز عید غدیر یک چند کلامی راجع به این مسئله عرایضی خواهم داشت، ولی نسبت به هیچ یک از دوستان، من امر نکردم این مسئله را همه بدانند، هیچ امر نکردم و منتهی پیشنهاد و مطرح کردن اصل قضیه را وظیفه خود می‌دانستم.

  •  مرحوم آقا می‌فرمودند: طلبه وقتی که به لمعه می‌رسد باید عمامه بگذارد من این مطلب را خدمت رفقا گفتم هر کسی می‌خواهد عمل کند هر کسی نمی‌خواهد نکند به من چه مربوط است هیچ ارتباطی به من ندارد، مگر بنده وکیل و کفیل نامه اعمال دوستان هستم، بنده هزاری اشکال دارم هزاری گرفتاری و بدبختی و بیچارگی برای خودم دارم، حالا بیایم که کفالت و ولایت اعمال دیگران را هم من داشته باشم نخیر! این‌طور نیست، مرحوم پدر ما در سال آخر حیات خودشان ایشان فرمودند صریحا، ای رفقا و ای دوستان من خودم به اندازه کافی بار دارم دیگر نمی‌توانم بار شما را به دوش بکشم، حرف حرف عجیبی است! یعنی تصور نکنید که حالا آمدید شاگرد من شدید و خودتان را اسماً حالا بعضی‌ها رسماً علی حسب ... اهتمامهم آمدید در اینجا و بارتان را در اینجا انداختید و به هر نحوی هر کاری دلتان می‌خواهد بکنید نخیر! من نسبت به کار خودم و نسبت به اموری که بر خودم می‌گذرد باید روز قیامت جواب بدهم، عین عبارت ایشان است التفات می‌کنید، چقدر مسئله مهم است دیگر نمی‌توانم بار افراد دیگر را بر دوش بگیرم، خودتان می‌دانید بارتان بر عهده خودتان است، ایشان این حرف را زدند بنده بیایم چه بگویم، ایشان استاد بودند و ولی بودند و مسائلی داشتند، ما نه استاد هستیم و نه ولی هستیم و نه چیز دیگر هستیم و هیچی هیچی، فقط همین فقط همین یک طلبه هستیم مثل سایر افراد دیگر هیچ تفاوتی ندارد، مسئله ما با آنها فقط و فقط بیان یک مسئله است.