بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(2)
13بنده هم همین مسئله برای بنده هست، حتی به ایشان گفتم وقتی که من مکه مشرف میشوم یا مکه و مدینه یا در سفر کربلا لباس عربی میپوشم، همین لباس حالا در مکه و آنها غیر از آن چه که خیلی این کار را میکنند به خاطر احترام بیت عمامه را برمیدارند، خود مرحوم آقا هم آنجا عمامهشان را در مکه برمیداشتند نه در مدینه، با همین لباس عربی مثل همین لباسی که الان تن من است با این لباس حرکت میکردند و اینها، اما من حتی در مدینه هم برمیدارم، این به خاطر این که انسان دو روز میخواهد برود در یک جا، اتفاقا در همان سفر قبلی که دو سال پیش مشرف شدیم من میخواستم در مدینه عمامه داشته باشم و اتفاقا دو یا سه روزی هم بودم با عمامه بودم و روز سوم یک مرتبه نشسته بودیم کنار قبرستان بقیع، یکی آمد آقا سلام علیکم کی آمدید، گفتم ای وای شروع شد دیگر حالا ملاقاتها شروع شد، ما این دو یا سه روزی هم فرض کن باید بگذاریم، آن روز گذشت نصف روز ما با آن شخص به سررفت، نصف روز حدود پنج یا شش روز به سر رفت، گفتیم خب این از امروز ما، فردا آمدیم داشتیم برویم به ...، سلام علیکم از فاصله پنجاهمتری یکی آمد و آقا کجا هستید و منزلتان کجاست، گفتم منزل من همین جا است در حرم پیغمبر، نه نه میخواهم خدمتتان برسیم، آقاجان بسیار خب بفرمایید، چند ساعت هم روز بعد گذشت، بسیار خب خیلی خب، روز سوم گفتم نه دیگر مثل این که تا این عمامه به سر ما هست دیگر ما عمامه را برداشتیم و لباس عربی دیگر کسی ما را نشناخت، برای خودمان میرفتیم میآمدیم.
در سفر کربلا هم مشرف شدیم در این سفر قبل از این، سفر اخیر یک روز یادم است یا دو روز یادم است من عمامه داشتم تا اینکه دیدم نه! در حرم اینطرف و آنطرف هی میآیند و مینشینند پیش انسان که از ایران آمدی، حتی مزاحم میشوند یک مرتبه در حرم امیرالمؤمنین علیه السلام دعوایم شد با یک نفر، گفتم آقا خجالت نمیکشید ما دو روز بلند شدیم آمدیم در اینجا هی بلند میشوید میآیید دور و بر انسان چیز میکنید، بروید به کارتان برسید این کارها چیست که میکنید دیدیم فایده ندارد، علی کل حال خود ما وقتی که در یک محیطی هستیم که احساس میکنیم ما را نمیشناسند و به ما توجه نمیکنند ما خیلی راحت هستیم.

