اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(2)

14041

بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(2)

31
  •  بدهد می‌خواهد انجام ندهد.

  •  تذکر دادن و نصیحت کردن بله باید بین زن و شوهر وجود داشته باشد، باید مسائل را بگویند رفیقانه نه این که احساس بکند شاید نکند تحریک کند هی تا این که او را در مضیقه قرار بدهد، مضیقه قرار بدهد که شوهر نسبت به زن ثقلی را در وجود خودش احساس کند این غلط است، اینجا است که مرحوم آقای حداد می‌فرمودند بعضی از افراد راه نرفته سالک هستند این مقصود است، ظاهرا سالک نیست اصلا نمی‌داند سالک کیست؟ سلوک چیست؟ ولی سالک است نفسش دارد تغییر می‌کند نفسش دارد خودش را با آن مبدأ نزدیک می‌کند، مگر سلوک چیست؟ سلوک فقط نماز خواندن است، سلوک فقط دعا خواندن است، مجلس امام حسین علیه السلام رفتن و صرفا برای کشته شدن سیدالشهدا گریه کردن، این خیلی خیلی خیلی کم است تا آن چه که انسان برود در این مجالس و ببیند امام حسین که بود و خودش را با امام حسین از نقطه نظر معنا نزدیک کند و مسیر آن حضرت را اختیار کند و مطالبی را که آن حضرت به دنبالش بودند در خودش محقق کند، نه این که برود یک روضه بخواند و گریه کند و در مجلس امام حسین هم رفتیم و مسئله تمام، چه بسیار افرادی که اهل مجلس و مجلس داشتن و زیارت ام‌داوود و نمی‌دانم چیز گرفتن و اطعام و نذر کذا کردن و سفره انداختن و مجلس داشتن و روضه خواندن و اینها بودند، ولی در ارتباط با مسائل واقعی در آن ارتباط با آن چه که تکلیف آنها هست و وظیفه آنها هست جور دیگر عمل می‌کردند، این مجالس فایده برای آنها نداشته و ندارد.

  •  مرحوم آقا می‌فرمودند که بعد از این که یکی از اقوام ایشان از دنیا رفته بودند از همین مخدرات، از همان اقوام نزدیک ایشان از دنیا رفته بود، او را به وضع بسیار فجیع و به وضع بسیار رقت باری و به وضع بسیار نکبت باری دیده بودند مرحوم آقا که در آن دنیا و دست گدایی خود را به سوی آقا دراز کرده و از ایشان تمنایی داشت، تمنای بخششی داشت و ایشان هیچ نداشتند که به او بدهند هیچ نداشتند بدهند، خودش خواست! خودش در این دنیا این‌طور خواست! بعد دست کردند در جیب‌شان که بالاخره ببیند چیست دیدند که یک نخودچی در جیب‌شان هست، نخودچی همان را درآورند به او دادند، می‌گفتند همان را درآوردم فقط دیدم یک نخودچی در جیبم هست، بعد آن همان طور نگاه کرد گفت همین، گفتم دیگر ندارم، بعد این کی بود؟ این همان کسی بود که مجلس داشت روضه می‌خواند در آن مجلس، نمی‌دانم فرض کنید که این را می‌دید آن را می‌دید، نمی‌دانم جلسات روضه و ام داوود و سفره و نذر و کذا و خانم جلسه‌ای و فلان از این مسائل و اینها داشت، اما چه آدمی بود؟ آدمی بود که زندگی را خراب می‌کرد، آدمی بود که جدایی می‌انداخت بین افراد، آدمی بود که چند مرتبه مرحوم آقا صریحا به او پرخاش کردند، توبیخ کردند، تهدید کردند، که این کارهای شما وزر و وبال شما خواهد