پاسخ به سوالات مربوط به مساله تعدد زوجات
17زنان عالم شده، آسیه! آن وقت آسیه که فرد عادی هم نبود، بسیار زن متشخص، بسیار زن متدین، بسیار زن دانشمند راجع به آن خیلی مطالب میگویند، هم ظاهرش و هم باطنش بسیار زن فاضله و از هر جهت برتر، بسیار خب علم او و کمال او و بینش او به کمک او شتافت، خدا گفت مگر تو نمیخواهی به من برسی، مگر نمیخواهی کامل بشوی تو باید این جا کامل بشوی، من میخواهم تو این جا باشی، این دو روز را صبر کن این دو روز را تحمل کن، همه که اینجا نیست بالاخره تمام میشود تو در اینجا به کمال میرسی و این توحید است، توحید یعنی خدای بیرنگ، خدای بی قید و خدای بدون ظهور بدون ظهوری دون ظهور دیگر، خدایی که هم در بیابان خدا است هم در شهر هم در قریه خدا است، هم در شهر هم در منزل خدا است هم در بیرون، هم در مکه خدا است هم در جای دیگر، در همه جا خدا خدا است و انسان باید طبق تکلیف عمل کند، اگر طبق تکلیف عمل کرد خب این عمل می شود مقرب، هر کجا میخواهد باشد باشد.
مرحوم آقا مگر بنده بارها نگفتم ایشان وقتی که نجف رفتند خب دیگر نمیخواستند برگردند دیگر، برای ایشان نجف کعبه آمال بود فکر برگشت به ایران را هم نمی کردند، به قول خودشان میگفتند من اصلا ایران را از نقشه جغرافیایی دنیا حذف کرده بودم اصلا دیگر به طور کلی به طور کلی دیگر اصلا برنمیگردم، ولی وقتی استاد ایشان به ایشان میگوید که حواله شما را به تهران دادم دیگر مسئله تمام است و اگر ایشان در نجف بودند در کنار امیرالمؤمنین بودند از فیوضات امیرالمؤمنین بهره مند میشدند ها! ولی دیگر آقای طهرانی نمیشدند، این یک مسئله دیگر است این یک حساب دیگری دارد، خدای نجف خدای تهران است، خدای قم است خدای ساوه است همه جا برای او فرق نمی کند ما باید ببنیم کجا برای ما صلاح است همان جا با شیم همان جا باشیم، کجا به نفع ما است همان جا باشیم، در چه موقعیتی هستیم همان جا باشیم، این که دیگری چه میکند و برای او چه مینویسند به ما ارتباطی ندارد، ما از این سفرهای که پهن شده استفاده بکنیم این که حالا من فرض کنید که اگر اطاعت فلان کس را بخواهم بکنم او چه می شود و او دیگر بالاتر میرود و آنطور میشود آن به ما ارتباطی ندارد، برود بالاتر اینقدر برود بالاتر که سرش به ثریا بخورد به ما چه مربوط است.

