
پاسخ به سوالات مربوط به مساله تعدد زوجات
1 – مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه می فرمودند: هر چه انسان در اين دنيا بارش را كمتر كند در آن دنيا راحتتر است. 2 – نهي كردن علامه طهراني رضوان اللَه عليه علماء را از اينكه در مقام افتاء قرار گيرند. 3 – بيان علت اينكه چرا بر روي كتب مرحوم علامه طهراني عبارت حضرت علامه آيت اللَه نوشته شده است. 4 – انسان در هر موقعيت و شرائطي بايد خود را امتحان كرده و رابطه خود با خداوند متعال را نسبت ارزيابي كند. 5 – شدّت احترام مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه به استادشان مرحوم آقاي حداد رضوان اللَه عليه.
پاسخ به سوالات مربوط به مساله تعدد زوجات
8مرحوم آقا رضوان اللَه علیه نسبت به فرزندان استادشان بسیار بسیار احترام میگذاشتند، در زمان حیات استادشان ما میدیدیم که احترام میگذارند، خیلی احترام حتی بعضی از منتصبین به ایشان گاهی نسبت به بعضی از کارهای فرزندان استادشان اعتراض میکردند، ایشان میفرمودند ساکت شما حق اعتراض ندارید و این مسئله به خود ایشان مربوط است ما نباید حرف بزنیم درست شد، این مسئله در زمان خود حیات استاد نبود، حتی بعد از فوت استاد این مسئله بود.
خود من با چشم خود میدیدم وقتی که نوه مرحوم آقای حداد وارد اتاق میشد ایشان به تمام قامت بلند میشدند و این شوخی نبود، ها! در چه سنی ایشان بلند میشدند در سن هفتاد سالگی، در سنی که حتی نمیتوانستند درست راه بروند درست شد، در سنی که نمیتوانستند حتی نسبت به مسائل ضروری خودشان قیام کردند، بلند میشدند و این چه بود؟ شوخی بود شعبده بازی بود تئاتر بود یا نه! یک ارزشی بود که این ارزش با جان و ضمیر و قلب و سر ایشان آمیخته شده بود، آن ارزش احترام به فرزند استاد، درست شد.
حتی من در ذهنم هست وقتی که یکی از فرزندان مرحوم آقای حداد آمده بود ایشان او را در همان زیرزمین منزل بیرونی خودشان اسکان دادند و به ایشان گفتند که تا مادامی که برای شما منزلی مهیا نشده است شما از اینجا جای دیگر نباید بروید و در تابستان گرم برای اینکه آنها متوجه نشوند ایشان در اذیت هستند، چون مرحوم آقا تابستانها در همان زیرزمین استراحت می کردند و همان تختشان در همان جا بود کنار همان راه پله و در همان جا استراحت می کردند، تابستان گرم بود و زیرزمین هم با همان پنکه خنک بود و در غیر از این مکان ایشان خوابشان نمیبرد، یعنی اگر در اتاق دیگر بودند ایشان نسبت به گرما هم خیلی خب حساسیت داشتند خوابشان نمی برد و ایشان در آن اتاق بودند، اتاق منزل دیگر بودند آن منزل دیگر هم گرم بود و ایشان خوابشان نمیبرد و برای این که او متوجه نشود که ایشان بیدار هستند وقتی که میخواستند از منزل اندرونی بیایند بروند برای منزل بیرونی مشغول نوشتن بشوند در حیاط را باز می کردند از کوچه میآمدند میرفتند، در آن منزل دیگر را باز میکردند از حیاط میرفتند بالا از حیاط نمی آمدند بروند که آنها متوجه بشوند، اینقدر ایشان رعایت این مسائل را می کردند و حق هم همین است درست شد.
