
پاسخ به سوالات مربوط به مساله تعدد زوجات
1 – مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه می فرمودند: هر چه انسان در اين دنيا بارش را كمتر كند در آن دنيا راحتتر است. 2 – نهي كردن علامه طهراني رضوان اللَه عليه علماء را از اينكه در مقام افتاء قرار گيرند. 3 – بيان علت اينكه چرا بر روي كتب مرحوم علامه طهراني عبارت حضرت علامه آيت اللَه نوشته شده است. 4 – انسان در هر موقعيت و شرائطي بايد خود را امتحان كرده و رابطه خود با خداوند متعال را نسبت ارزيابي كند. 5 – شدّت احترام مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه به استادشان مرحوم آقاي حداد رضوان اللَه عليه.
پاسخ به سوالات مربوط به مساله تعدد زوجات
9حالا این مطلب خب در مورد ایشان به منصه آزمایش و اختبار و تجربه رسیده، آیا ما هم به همینطور هستیم، یعنی آن ارزشی را که ... مسئله مسئله گرچه خب من خب مثالی زدم و شاید در مثال یک کمی کم سلیقگی به خرج دادم چون شخص گوینده نباید مثالی بزند که به خودش برگردد، نه بنده از این نقطهنظر بینی و بین اللَه هیچگونه در ذهنم حتی تصور یک مسئله که خب ممکن است به ذهن تداعی بکند نیامده، خب این که بینی و بین اللَه اینطور بوده و عرض هم کردم نیازی ندارم، چون آنچه را که من احساس میکنم و با او پر میشوم مسئله رفاقت است و مسئله چیز دیگری نیست، یعنی احترامات را من در زمان خود مرحوم آقا هم نمیآمدم هیچ وقت از مرحوم پدرم برای مسائل شخصی خودم استفاده کنم یا این که ... و حتی به این مسئله معروف بودم و در خیلی از اوقات حتی مورد اعتراض خود آقا هم قرار میگرفتم، ولی علی کل حال بالاخره حال من اینطور بود و الان هم همینطور است، ولی مسئله مسئله کلی است انسان باید خود را تست کند، شما که در زمان مرحوم آقا با دوستان ایشان و با رفقای ایشان گرم و صمیمی بودید بر چه اساسی بود، آیا همان اساس هم الان وجود دارد یا از بین رفته؟ ما باید خودمان را امتحان کنیم، شما که در زمان مرحوم آقا نسبت به این مسئله اقدام میکردید و به حساب خودتان خلوص نیت داشتید آیا خدا و پرونده خدا مگر بسته شده، چرا الان فرق میکند مطلب؟ چرا این که همان شخص است افکارش هم که همان افکار است، راهش هم که همان است درست شد، شما شما که در زمان مرحوم آقا نسبت به مسائل خانواده و عیال آن اهتمام را داشتید و مطلبی را اگر میخوا ستید انجام بدهید میگفتید دستور مرحوم آقا است، آیا دستور مرحوم آقا فقط مربوط به زمان حیاتشان بود یا این که دستور دستور کلی است، پس چرا بعد از مرحوم آقا روابط خانوادهها عوض شد، معلوم میشود در آن موقع خواب و خیال بوده، مرحوم آقایی در کار نبوده مرحوم آقا مرحوم آقای خیالی بوده، مرحوم آقا آقای تصوری بوده آقایی که خوب است خوش است میخندد با انسان میرود میآید دور او هستیم از گرمای او، از نفس او استفاده میکنیم استمداد میکنیم هان! اما به جان و به سرّ او نرسیدیم، به مطالب او نرسیدیم و به مسائلی که اظهار میکند اطلاع پیدا نکردیم، درست! این مسئله مسئله مهمی است، همیشه ایشان این تذکر را میدادند که سالک باید به حساب خودش برسد، سالک باید به حساب نفس خودش برسد این به حساب رسیدن مسئلهای است، شاید بتوان گفت مهمترین مسئله برای انسان مسئله به حساب رسیدن است، موقعیت خودش را ارزیابی کند موقعیت خودش را بسنجد، بارها افراد و دوستان به من نامه می نویسند آقا شوهر ما با رفتن به مجالس ذکر مخالف است آیا این بی توفیقی را خدا کی از ما برمیدارد، گفتنم این عین توفیق است خداوند به شما توفیق داده که شما در این مجلس ذکر شرکت نکنید، یکدفعه تعجب میکنند عجب! شرکت نکردن در مجلس مگر این هم توفیق شد؟ این آقا چرا حرفهای متناقض میزند، گفتم توفیقی که خدا به شما داده این است که خدا شما را به واسطه مجلس ذکر به خودش نزدیک کند، حال اگر این مجلس ذکر دور کننده باشد رفتن به این مجلس ذکر بیتوفیقی است یا توفیق است.
