سلوک بانوان و تفاوت آن با سلوک مردان
19هفته میگذرد یک ماه میگذرد مسیری حرکت میکند که نفسش باید در آن مسیر ادامه پیدا کند هی میرود عقب هی میرود جلو.
مرحوم آقا رضوان اللَه علیه جهتش چیست؟ این مسئله چرا این طور است؟ به خاطر این که نفوس که همه به مرحله خلوص و به مرحله صفای ضمیر و باطن که نرسیدند، افراد در این مسئله متفاوت هستند امکان ندارد یک مرد با یک زن صحبت کند در حالتی که در نفس او خلجان پیدا نشود، چطور ممکن است خطوری در نفس او پیدا نشود، همین که در نفس او خطوری کرد اثرش را گذاشت هیچ برو برگرد ندارد و چون نفس زن لطیفتر است از نفس مرد در این مسابقه او باخته و در این معامله او ضرر کرده چون لطیف است دیگر او میآید و غلبه میکند.
مرحوم آقا رضوان اللَه علیه میفرمودند یک روز به حقیر که این حکم اسلام که امیرالمؤمنین علیه السلام الان مسخره میکنند میگویند این هم حکم شد یک همچنین حکمی به امام حسن علیه السلام میفرماید در وصیتی که به او میکنند در حاضرین بروید مطالعه کنید و من وصیی لابن الحسن للحاضرین وصیتی است که حضرت در حاضرین به امام حسن علیه السلام میکند عبارت این است و این شئت و ان تغفر ان لا یعرفن غیرک تفعل و ان استطعت ان لا یعرفن غیرک فافعل1 اگر میتوانی کاری انجام بدهی که غیر از خودت زن تو و همسر تو کسی همسرت را نشناسد این کار را انجام بده، یعنی حضرت میخواهند بفرمایند که نمیشود شدنی نیست ولی تو سعی خودت را انجام بده، چرا؟ چون این مسئله عفاف آنها را بالاتر و استعداد وجودی آنها را برای کمال شکوفاتر میکند کلام امیرالمؤمنین است.
مرحوم آقا میفرمودند زن یک خصوصیتی دارد یک خصوصیت نفسانی دارد این خصوصیت نفسانی در ارتباط با شوهر خود این کمال پیدا میکند، این خصوصیت نفسانی در این ظرف مناسب که مرد خود او است حکم پیدا میکند نه در کسی دیگر نه در شخص دیگر و اگر این مسئله بخواهد از محدوده خود خارج بشود به همان مقدار قبط برای او پیدا میشود، صحبت کردن زن با مرد این صحبت کردن از مایه خوردن است هی از مایه میخورد هی از مایه میخورد، این از مایه خوردن تشویش و اضطراب برای او میآورد میگویند نه آقا ما اینطور نیستیم، حرف میزنیم بقال و چقال و این حرفها صحبت میکنیم چیزی نیست، بله بله ولی از اول هم همینطور بود قضیه از اول هم اینطور بود یا نه، الان ما به موقعیت فعلی خود خو گرفتیم ولی آیا موقعیت فعلی موقعیت صحیحی است، دلیل بر مسئله این است وقتی که انسان حرکت میکند و رشد میکند میبیند عجب هی میآیند به
- نهج البلاغه (عبده)، ج ٣، ص ٦١-
حيات جاويد، ص ٣١
- نهج البلاغه (عبده)، ج ٣، ص ٦١-

