
سلوک بانوان و تفاوت آن با سلوک مردان
موضوع اين جلسه: حقیقت فطرت وکیفیت سلوک بانوان 1 معناي فطرت و شرع و هماهنگي شرع با فطرت. 2 حكايت تفسير اشتباه از شرع و فطرت از مرحوم فلسفي و ردّ آن توسط مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه. 3 – علت نياز افراد به قوانين شرع چه ميباشد. 4 – عمل نكردن به احكام شرع در خانواده باعث از بين رفتن آن ميشود. 5 تجسّس زن در امور شوهر خود منجرّ به سدّ راه تکامل او می شود. 6 – تهاجم فرهنگي غرب باعث فراموش شدن ديدگاه اصيل اسلام در مورد زنان شده است. 7– زن و مرد مانند دو قطب مثبت و منفي مغناطيس يكديگر را جذب ميكنند. 8 – فاجعة اختلاط دختران با پسران در دانشگاهها و وجود مردها در بخش زنان در بيمارستانها. 9– حضرت زينب سلام اللَه عليها در طول حيات خويش تنها يك بار بر اساس ضرورت و نياز در مقابل مردان به خطابه پرداختند. 10 – حضرت زهرا سلام اللَه عليها فقط يك بار در حضور مردها سخنراني كردند آنهم با شرايط خاص.
سلوک بانوان و تفاوت آن با سلوک مردان
10اما این بره که در خانه ابن ماجه بود همانطور بود که تحویل دادند خواجه گفت بروید در این خانه اینجا است بروید بیاوریدش رفتند پیدایش کردند به این وسیله، قضیه صحبت کردن و نگاه کردن و صحبت زن با مرد هم مثل قضیه آن بره و گرگ میماند همین که زن با مرد صحبت کند یک مقداری از آن چه که کسب کرده از دست میدهد، دوباره باید استارت بزند از اول یک مقداری اندوخته میکند یک مقداری جمع میکند حالی پیدا میکند دوباره در یک صحبت دیگر دوباره از دست میدهد، یکهفته میگذرد یک ماه میگذرد مسیری حرکت میکند که نفسش باید در آن مسیر ادامه پیدا کند هی میرود عقب هی میرود جلو.
مرحوم آقا رضوان اللَه علیه جهتش چیست؟ این مسئله چرا این طور است؟ به خاطر این که نفوس که همه به مرحله خلوص و به مرحله صفای ضمیر و باطن که نرسیدند، افراد در این مسئله متفاوت هستند امکان ندارد یک مرد با یک زن صحبت کند در حالتی که در نفس او خلجان پیدا نشود، چطور ممکن است خطوری در نفس او پیدا نشود، همین که در نفس او خطوری کرد اثرش را گذاشت هیچ برو برگرد ندارد و چون نفس زن لطیفتر است از نفس مرد در این مسابقه او باخته و در این معامله او ضرر کرده چون لطیف است دیگر او میآید و غلبه میکند.
مرحوم آقا رضوان اللَه علیه میفرمودند یک روز به حقیر که این حکم اسلام که امیرالمؤمنین علیه السلام الان مسخره میکنند میگویند این هم حکم شد یک همچنین حکمی به امام حسن علیه السلام میفرماید در وصیتی که به او میکنند در حاضرین بروید مطالعه کنید و من وصیی لابن الحسن للحاضرین وصیتی است که حضرت در حاضرین به امام حسن علیه السلام میکند عبارت این است و این شئت و ان تغفر ان لا یعرفن غیرک تفعل و ان استطعت ان لا یعرفن غیرک فافعل1 اگر میتوانی کاری انجام بدهی که غیر از خودت زن تو و همسر تو کسی همسرت را نشناسد این کار را انجام بده، یعنی حضرت میخواهند بفرمایند که نمیشود شدنی نیست ولی تو سعی خودت را انجام بده، چرا؟ چون این مسئله عفاف آنها را بالاتر و استعداد وجودی آنها را برای کمال شکوفاتر میکند کلام امیرالمؤمنین است.
- نهج البلاغه (عبده)، ج ٣، ص ٦١-
حيات جاويد، ص ٣١
- نهج البلاغه (عبده)، ج ٣، ص ٦١-
