اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سلوک بانوان و تفاوت آن با سلوک مردان

0

موضوع اين جلسه: حقیقت فطرت وکیفیت سلوک بانوان 1 معناي فطرت و شرع و هماهنگي شرع با فطرت. 2 حكايت تفسير اشتباه از شرع و فطرت از مرحوم فلسفي و ردّ آن توسط مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه. 3 – علت نياز افراد به قوانين شرع چه مي‌باشد. 4 – عمل نكردن به احكام شرع در خانواده باعث از بين رفتن آن مي‌شود. 5 تجسّس زن در امور شوهر خود منجرّ به سدّ راه تکامل او می شود. 6 – تهاجم فرهنگي غرب باعث فراموش شدن ديدگاه اصيل اسلام در مورد زنان شده است. 7– زن و مرد مانند دو قطب مثبت و منفي مغناطيس يكديگر را جذب مي‌كنند. 8 – فاجعة اختلاط دختران با پسران در دانشگاه‌ها و وجود مردها در بخش زنان در بيمارستانها. 9– حضرت زينب سلام اللَه عليها در طول حيات خويش تنها يك بار بر اساس ضرورت و نياز در مقابل مردان به خطابه پرداختند. 10 – حضرت زهرا سلام اللَه عليها فقط يك بار در حضور مردها سخنراني كردند آنهم با شرايط خاص.

سلوک بانوان و تفاوت آن با سلوک مردان

9
  • یک قضیه الان به یادم آمد قضیه تقریبا تنوعی هم هست، نقل می‌کنند می‌گویند وقتی خواجه نصیرالدین طوسی به اتفاق هلاکوخان اینها رفتند بغداد را بگیرند بغداد را گرفتند همه را فتح کردند هر چه گشتند وزیر مستعصم وزیر عباسی را پیدا نکردند، وزیر مستعصم وزیرش ...، حتی خود خلیفه را هم گرفتند کشتند، آنجا بعضی صدایشان درآمد که اگر خلیفه را بکشید از آسمان خون می‌آید شنیده بودند که خب بوده در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام وقتی که حضرت را ضربت زدند از آسمان خون آمد یا اینکه در واقعه کربلا وقتی سیدالشهدا شهید شد ...، یعنی هر گوساله‌ای هم مثل امام است آن از آسمان خون می‌آید، گفتند که اگر خلیفه را بکشید از آسمان خون می‌آید. خواجه نصیر گفت ما نمی‌کشیم می‌اندازیم او را لای نمد و می‌بریم ... اگر دیدیم خون آمد لای نمد پیچاندند و شروع کردند زدن به مغز و سر و دیدند نه خون نیامد بلکه خیلی هم هوا روشن شد آن ترتیبش داده شد، دنبال‌وزیرش گشتند یک وزیر خیلی ناقلایی داشته ابن حاجه در نحو هم خیلی وارد بوده، ما بعضی از کتب نحوی او را می‌خوانیم بسیار در نحو ولی خیلی ناقلا و ناصبی بوده شیطانی بوه، هر چه گشتند پیدا نکردند این قضیه‌ای بوده که تعریف می‌کنند البته خالی از چیز هم نیست خالی از قراوت هم نیست، علی‌کل‌حال انسان باید این‌طور باشد چون جای احتمالش هست.

  • او می‌دانست که خواجه نصیر نسبت به بعضی از علوم اطلاع دارد بعضی از علوم را می‌دانست که چیست و ممکن است به واسطه بعضی از راه‌های پی به مخفیگاه او ببرد، دستور داد در همان جایی که پنهان شده بود دو تا گوسفند را سر بریدند و آن خون گوسفند را در یک تشتی ریخت و در وسط تشت میزی گذاشت و خودش هم روی آن میز نشست، می‌گویند رمل در صورتی که خون باشد نمی‌تواند اثر کند کاری انجام بدهد، خواجه هر چه هم رمل می‌انداخت می‌دید این در دریای خون است نمی‌فهمد کجاست این طور که نقل می‌کند حالا به صحت و ثقمش کاری نداریم مقصود مثال است، گفت من باید یک حیله‌ای بیندیشم تا بتوانم این را به چنگ بیاورم و هر کدام از خانه‌هایی که در بغداد بودند به او مواردی که به نظرش می‌رسید خب خانه‌هایی بودند که اینها مشخص بود در اینها وجود ندارد، ولی به بعضی که خب بلاخره با بعضی از قرائن متوجه شده بود در چه منطقه‌ای است این‌طور نبود که حالا همه باشد، مثلا فرض کنید که پنجاه تا بیست تا سی تا چهل تا منزل که مورد نظرش بود به هر کدام از اینها یک گوسفند و بره دارد، گفت من یک بره به شما می‌دهم وزن می‌کنم و بیست روز دیگر از شما می‌گیرم و نباید زیاد شده باشد و نباید کم شده باشد همان وزنی که دادم و صاحب منزل هم این بره را آورد در منزل و این را به ابن حاجه گفت چکار کنیم، گفت اینها به ما این کار را کردند و این تقاضا کردند گفت برو یک بچه گرگ بیاور تا من بگویم چه کنیم، رفت آورد گفت از صبح تا شب که به این علف می‌دهی شب یک دفعه این گرگ را نشانش بده این تمام آن چه که خورده آب می‌شود، دوباره فردا که شد دوباره این علف می‌خورد آب و اینها بعد شب که شد دوباره این گرگ را نشانش بده همین که نشان بدهی این آب می‌شود، سر بیست روز که شد یکی یکی آمدند اینها را تحویل گرفتند یکی کم شده بود یکی زیاد شده بود.