
سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود
موضوع: سلوك عرفاني بر اساس فطرت ، عقل و وجدان است. 1 – سلوك عرفاني بر اساس فطرت ، عقل ، وجدان است. 2 – فطرت و عقل و شهود داراي منشأ واحدي هستند و با هم منطبق هستند. 3 – قياسات و قضاياي عقل هنگامي به نتيجه كامل ميرسند كه انسان از نظر سعه وجودي اتصال كامل به عقل فعال (مدير عالم وجود) داشته باشد. 4 – حكايت قضاوت اميرالمؤمنين عليه السلام درباره زني كه تهمت زنا به جواني پاكدامن زده بود. 5 – بسياري از شرايط ضمن عقدي كه زوجين آنها را امضاء ميكنند خلاف شرع ميباشد. 6 – اظهار نارضايتي زنان آمريكايي و اروپايي از اينكه زن پا به پاي مرد بايد براي خرج زندگي كار كند.
سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود
توضیحات:
موضوع: سلوك عرفاني بر اساس فطرت ، عقل و وجدان است. 1 – سلوك عرفاني بر اساس فطرت ، عقل ، وجدان است. 2 – فطرت و عقل و شهود داراي منشأ واحدي هستند و با هم منطبق هستند. 3 – قياسات و قضاياي عقل هنگامي به نتيجه كامل ميرسند كه انسان از نظر سعه وجودي اتصال كامل به عقل فعال (مدير عالم وجود) داشته باشد. 4 – حكايت قضاوت اميرالمؤمنين عليه السلام درباره زني كه تهمت زنا به جواني پاكدامن زده بود. 5 – بسياري از شرايط ضمن عقدي كه زوجين آنها را امضاء ميكنند خلاف شرع ميباشد. 6 – اظهار نارضايتي زنان آمريكايي و اروپايي از اينكه زن پا به پاي مرد بايد براي خرج زندگي كار كند.
سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود
10وقتی امام علیه السلام این مطلب را میگوید و باز هم میگوید و تکرار میکند وقتی حضرت فاطمه زهرا سلام اللَه علیها میگوید که خوشبختترین زن در عالم آن زنی است که نه مردی را دیده باشد و نه مردی او را ببیند ما نمیتوانیم از این مطلب دست برداریم یا بگویید این دروغ است دروغ است یا اگر این کلام کلام حضرت زهرا است دیگر در صدد تأویل و توجیه و بازی کردن با کلمات ائمه برنیایید این مربوط به آن زمان است و الان نمیشود و الان این طور است و زمانه عوض شده و زن باید در صحنه باشد و داد بکند و جیغ بزند و نمیدانم هر کاری میخواهد انجام بدهد و آزادانه با هر مردیرفت و آمد و برخورد و صحبت داشته باشد و آوازش را همه مردم بشنوند ...! نه! نه! این طور نیست اینها همه دروغ است، اینها نیست، در شریعت اینها نیست. در همه جا، در همه جا اسلام برای رسیدن به تکاملی زن و مرد، آن چه را که صلاح است و باید، اسلام بیان کرده است. اینها را ما از خودمان درمیآوریم یکی به نفع خودش است این قسمت را میگیرد یکی آن به نفع خودش است آن قسمت را میگیرد بعضی از مردها به نفع خودشان است آن روایتهایی را که مربوط به اطاعت زن از مرد است آنها را هی میآیند نقل میکنند، از آن طرف زنها میآیند آن روایتهایی که مربوط به رعایت و لطف و فلان و مسائل دیگر، آنها را میآیند بیان میکنند، اینها هر دو غلط است.
در حکم اسلام نه مرد قرار دارد نه زن قرار دارد، هیچ کدام، هیچ کدام. هر دو غلط است هر دو باطل است. چرا؟ چون خدا با هیچ کس قوم و خویشی ندارد خدا که نیامده جانب مرد را بگیرد یا نیامده جانب زن را بگیرد. خدا آمده گفته حکم این است هر که میخواهد بسم اللَه. آن دیگر وظیفهخدا و پیغمبر نیست که دست افراد را بگیرند و به زور در یک جریانی قرار بدهند. خدا آمده گفته من این جور خلق کردم، تمام شد. حالا ما اگر ایراد داریم برویم ایراد به خدا بگیریم بگوییم خدایا چرا مرد را این جور آفریدی؟ چرا زن را این جور آفریدی؟ دیگر به قوانینی که برای این مسئله وضع شده که ما نباید ایراد بگیریم مثل یک طفلی که تازه از مادر متولد بشود اگر به جای شیر یا قنداب به این بچه بخواهند یک سیخ کباب بدهند همان آن میمیرد دیگر، دهانش را باز کنند به زور فرو کنند این خیلی قوت دارد. نرفته در معده مُرده! بچهی دو روزه که نمیتواند کباب بخورد بچه دو روزه که چغندر و شلغم نمیتواند بخورد! این برای بچه ای است که به سن هفت یا هشت سال رسیده، معدهی آماده شده چیزهای سنگین را میتواند را هضم کند اما بچه دو روزه باید شیر بخورد آن هم نه هر شیری، شیری که خدا در مادر قرار داده باید بخورد حالا ما بیاییم ایراد بگیریم نه خدایا! اصلًا چرا بچه باید این جور به دنیا بیاید؟ بچه باید از اول جوری به دنیا بیاید که یک چغندر یک کیلو و نیمیرا بتواند در شکمش هضم کند هان؟ این که نشد کار! خدا بچه را این جور خلق کرده و باید طبق خلق این بچه هم با او عمل کرد تا این که کم کم این بزرگ بشود تا بتواند به آن حدی برسد که اگر یک چغندر یک کیلویی هم بخورد طوریش نشود.
