سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود
25من عرض کردم آن مسئلهاختلاط و صحبت کردن زن با مرد است که راجع به این صحبت کردن باید در جلسات بعد مطالبی عرض کنیم آن اختلاط موجب میشود که زن آن استعداد و آمادگی برای رشد خودش را از دست میدهد به جای او یک مقدار از مطالب پوشالی جایگزین میکند یک مقدار از معلومات جایگزین میکند یک مقدار از ادراکات از مسائل ظاهری جایگزین میکند در حالی که آن حقیقت خود را به واسطهی این ارتباطات به تنزل و به مراتب پایین سقوط داده این مسئله مورد نظر من است اما این که زن در منزل بنشیند و حوصلهاو سر برود و این حرفها، نه! چرا؟ چه اشکالی دارد مراکزی باشد جاهایی باشد که زن بتواند با مراجعهی به آن جا بر طبق سعه و استعداد خودش آن مقداری که تشخیص میدهد تشخیص ان را هم انشاءاللَه در مباحث بعدی میگوییم که میزان و ملاک برای تشخیص چیست؟ از کجا یک زن یا یک مرد بداند این برای او مضر است یا این که این برای او مضر نیست؟ لذا رفتن بیرون و به این مر اکز مراجعه کردن هیچ اشکالی ندارد.
تلمیذ: مسئلهای که الان خیلی ذهن متدینین را به خودش مشغول کرده این است که با توجه به مسائل جدید امروزی و وضعیت دانشگاهها برای این که دین بچهها حفظ بشود سعی میکنند نگذارند بچهها به دانشگاه بروند خب بچهها هم یک شور و احساس جوانی و عشق و علاقه به جمع باعث میشود که اختلاف نظر بین اینها و بین پدر و مادر به وجود بیاید میخواستم ببینم حق با کدام طرف است؟ با پدر و مادر است که میخواهند دین حفظ بشود یا بچهها که دنبال علم و تحصیل علم میخواهند بروند؟
استاد: ببینید باید دید کدام یک از این دو از نقطه نظر اهمیت در درجه بالاتری از اهمیت قرار دارد مسئله با توجه به آن چه که ذکر شد به نظر میرسداگر تشبیه بشود به یک طفلی که با پدرش یا با مادرش دارد در خیابان حرکت میکند و سرما خورده و سینه او درد میکند حالا به یک بستنی فروشی میرسد و میگوید من بستنی میخواهم آیا شما به حذف طفل در این جا گوش میکنید و برای او بستنی میخرید و سینه او را بدتر میکنید یا این که او را منصرف میکنید تا این که از ابتلا به بیماری بدتر و ناراحتی بدتر در امان بماند؟ در این که وضعیتدانشگاهها امروز متأسفانه به این وضع است خودتان دارید میبینید و همه هم دارند میگویند حالا یک مقدار زیاد را پنهان میکنند دوتای آن مطرح میشود، در خانواده مطرح میشود.

