
سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود
موضوع: سلوك عرفاني بر اساس فطرت ، عقل و وجدان است. 1 – سلوك عرفاني بر اساس فطرت ، عقل ، وجدان است. 2 – فطرت و عقل و شهود داراي منشأ واحدي هستند و با هم منطبق هستند. 3 – قياسات و قضاياي عقل هنگامي به نتيجه كامل ميرسند كه انسان از نظر سعه وجودي اتصال كامل به عقل فعال (مدير عالم وجود) داشته باشد. 4 – حكايت قضاوت اميرالمؤمنين عليه السلام درباره زني كه تهمت زنا به جواني پاكدامن زده بود. 5 – بسياري از شرايط ضمن عقدي كه زوجين آنها را امضاء ميكنند خلاف شرع ميباشد. 6 – اظهار نارضايتي زنان آمريكايي و اروپايي از اينكه زن پا به پاي مرد بايد براي خرج زندگي كار كند.
سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود
4تدبیر عالم وجود و قرار دادن و قرار گرفتن هر چیز به جای خود، این از وظایف عقل فعالاست این که هر چیزی در جای خودش قرار بگیرد کم و زیاد نباشد سهمیه هایی که برای هر مورد و هر جایی خدای متعال در نظر گرفته آن سهمیه در جای خودش واقع بشود به جای این که به حساب زید چیزی را بریزند آن را به حساب عمر نریزند حسابها قاطی نشود برای هر شخصی میزان و حصه معینی از نعمات الهی از اسماء و صفات پروردگار قرار بگیرد این کار عقل فعال است.
بنابر این وقتی انسان میتواند از نقطه نظر عقلی آن قیاسات و قضایای او به نتیجه کامل و صد در صد برسد که از نقطهنظر سعه وجودی به آن حدّی باشد که در اتصال او به عقل فعال دیگر هیچ گونه خلل و نقصی وارد نشود. این طور نباشد امروز یک تصمیم بگیرد فردا پشیمان بشود! معلوم است یک جای قضیه ایراد دارد این طور نباشد امروز راجع به شخصی یک نظریهای اظهار میکند فردا متوجه بشود نظریه او غلط بوده. این طور نباشد امروز برای خود این طور صلاح میداند که با یک شخصی رفت و آمد کند فردا متوجه بشود که رفت و آمد او با این درست نبوده. این طور نباشد که راجع به یک فرد امروز این قضاوت را بکند روز دیگر متوجه بشود که قضاوت او عجولانه بوده.
تمام اینها ناشی از این مسئله میشود که عقل ما برای رسیدن به واقع و برای رسیدن به حقیقت هنوز راه درازی در پیش دارد هنوز کار دارد هنوز احتیاج به ممارست و مراقبه و ورزش دارد هنوز احتیاج به نورانی شدن و تجردِ بیشتر دارد، تجرد بیشتر دارد. در محکمه هر کسی بهتر صحبت کند و بهتر مطلب را بیان کند از نقطه نظر قاضی او مقدمتر است. وکیل به آن شخصی گفته میشود که بتواند مطلبی را که موکل از او خواسته بهتر جا بیاندازد حالا به حق و باطلش کاری ندارد. میگویند آن وکیلی زبردست تر است که بتواند مطلب خود را بیشتر به قاضی بقبولاند! نمیگویند حق را بگوید.
