حقیقت فطرت، ضوابط و ملاکات آن
13اینها مسائلی بوجود میآمد. ببینید شما الان تفاوت بین این دو مسئله و این دو شخص را بامیزانی که در دست دارید و فطرتی که دارید الان چه قضاوتی کردید؟ الان مخدراتی که در اینجا نشستند این دو قضیه را از دو نفر از من شنیدند همه به اتفاق این مطلب را با فطرت و با نفس خودمان میسنجیم و این دو نفر را محاکمه میکنیم. همین الان این کار را ما کردیم دیگر و این محاکمه نیاز به چیز دیگری ندارد و ما در این محاکمه، مرحوم سید یزدی را محکوم و مرحوم میرزا محمدتقی شیرازی را تبرئه و مدح کردیم. برای چه؟ چون عمل این دو را با مبانی فطری خود سنجیدیم و نتیجهاین سنجش مذمت یکی و مدح دیگری از کار درآمد نتیجه این محاکمه، تبرئه یکی و محکومیت دیگری شد. این مسئله در همه جا وجود دارد.
الان در تمامیکشورها این قضیه وجود دارد که مسائل بر اساس نفس است منتهی این نفس برای رسیدن به مقاصد کارهایی را هم انجام میدهد یک برنامه هایی را هم در نظر میگیرد یک چیزهایی را هم برای دلخوش کنک مردم مطرح میکنند اما همه اینها به نفس برمیگردد و بهخودمحوری برمیگردد و به ریاست برمیگردد و به حکومت برمیگردد اما اولیاء خدا این طور نیستند اولیاء خدا حکومت اصلا نمیفهمند یعنی چه؟ ریاست نمیفهمد! اصلا نمیفهمند اصلا نمیتوانند تشخیص بدهند بر این که اینها یعنی چه؟ زمامداری یعنی چه؟ رسیدن به قدرت یعنی چه؟ به دست گرفتن زعامت یعنی چه؟
امیرالمؤمنین علیه السلام وقتی که میفرماید قسم به خدا این حکومتی که شما این را حکومت میدانید در پیش من از آب بینی یک حیوان، یک بز و گوسفند، از آب بینی او برای من پستتر و موجب تنفر و اشمئزازتر است! این حرفها را ما خیلی میزنیم بالای منبر هم میزنیم که این طور اما آن کسی که به این مطلب برسد و حال امیرالمؤمنین را داشته باشد میفهمد امیرالمؤمنین چه فرمود! ما نمیتوانیم این را بفهمیم ما سر تا قدم در منجلاب نفس گرفتاریم! میخواهیم رئیس بشویم میخواهیم بالادست باشیم میخواهیم کار را انجام بدهیم

