زن و مقام خلیفةاللَهی
17در مرد جنبه تعقل و تحمل و بردباری بیشتر و سیاست بیشتر قرار داده، در زن جنبهعطوفت و رأفت و ظرافت و قبول مسئولیت پرورش مادرانه قرار داده است و این هر دو لازمههم هستند یعنی اگر مرد همین جنبهرأفت و عطوفت را داشته باشد نمیتواند اموری که مربوط به مردانگی است به خوبی انجام بدهد اگر زن جنبه آن قهاریت و قادریت و خلاصه بخواهد خودش را از قالب زنیت را دربیاورد و به قالب مردانگی خودش را جلوه کند قضیه قضیه آن زاغ است که آمد از کبک پیروی کند نه مثل کبک راه رفت راه رفتن خودش را هم از دست داد، خودش را از بین میبرد. این جا است که خدای متعال برای بقای زیست و حیات و تکامل حیات، چه مرد و چه زن، قوانین خاص به خودش را قرار داده. مرد باید این قوانین و مقررات را انجام بدهد و زن هم باید این مقررات را انجام بدهد اگر هر دو به این مقررات عمل کردند هر دوی اینها به تکامل میرسنداگر عمل نکردند به تکامل نمیرسند و موجب توقف در زیست و تخریب اوضاع خواهد شد که دارید میبینید و این یک واقعیت است واقعیت ملموسِ ملموسِ ملموس که چطور اگر زن از تحت آن چارچوب زنانگی خودش پا بیرون بگذارد هم خودش را خراب میکند و هم جامه را خراب میکند.
برای خود بنده موارد عدیدهای اتفاق افتاده در ارتباط چون به واسطه اشتغالات ما نسبت به مسائل و اینها خب طبعا با این گونه مطالب هم کم و بیش ما ارتباط داریم برای خود بنده موارد عدیدهای ا تفاق افتاده است که به رأی العین این مسئله را دیدم که وقتی زن از آن چهارچوبی که برای او مقرر شده است پا بیرون بگذارد تخریب میکند شاید هشتاد درصد مسائلی که بعد از زمان مرحوم آقا اتفاق افتاد به واسطه همین قضیه بود. همین قضیه بود بارها بنده به افراد عواقب ناگوار و پیامدهای خطرناک این گونه مطالب را گوشزد کردم که الان این شخص که دارد این کار را انجام میدهد این به یک مسائلی منجر خواهد شد ولی ترتیب اثر داده نشد و نسبت به مطالبی که چون در زمان مرحوم آقا این حرفها نبود ایشان با آن کیفیت تدبیر و اراده. مو را از ماست میکشیدند و هیچ کسجرأت نداشت یک قدم از حدود خودش پا فراتر بگذارد کسی نمیتوانست. تا یک قدم پا فراتر میگذاشت چنان با صیحه ونهیب و چوب و فلک ایشان روبرو میشد که یاد زمان طفولیتش میافتاد، ایشان کارشان این طور نبود.

