کیفیت ارتباط زن و مرد
19خود انانیتی باقی بگذاری باید در این جا بدانی آن کسی که در آن جا گفت صورتت را بپوشان آن جا برای چی این کار را کردی؟ برای خدا این کار را کردی؟ این جا برای خدا باید صورتت را باز کنی؟ آن وقت این میشود چی؟ درست. این میشود احرام درست. این میشود از خود بیرون آمدن درست. این میشود واقعا کنیز مولا بودن درست، که هیچ خواستی ندارد. میگویی بپوشان میپوشانم باز کن باز میکنم این کار را بکن این کار را میکنم برای من تفاوتی نمیکند.
ولی مقدس ها میآیند چکار میکنند؟ بر اساس تقدس باطل، خدایا مگر میشود کسی صورت ما را ببیند؟ مگر میشود؟ مگر میشود؟ نمیشود نمیشود. هان؟ چرا نمیشود؟ مگر خدا نگفته؟ یکیاز افراد بود در زمان مرحوم آقا، یک فردی بود دانشگاهی، مرحوم آقا به ایشان گفته بودند که شما باید معمم بشوید و لباس طلبگی بپوشید. عبارتش این بود که اگر خانه بر سر من خراب میشد راحت تر بودم از این که یک همچنین حرفی از آقا بشنوم! خانه! یعنی سقف اگر در سرش خراب میشد! ببینید نفس تا کجا پیش رفته؟ نفس تا کجا جلو رفته که یک همچنین مطلبی را نمیتواند بپذیرد؟ نمیتواند! دانشگاه و محیط دانشگاهی و آقای فلان، ا! معمم مگر میشود؟ مگر اصلا امکان دارد؟ آقا فلان! یک شب ما در منزل ایشان بودیم صحبت و بحث شد ساعتها طول کشید، خیلی ساعتها، شاید حدود ٨ ساعت ما صحبت میکردیم! از هر طرفی وارد شد الان اجتماع این جور است الاناجتماع .... حتی اخیرا شنیدم، نمیدانم درست شندیم یا غلط شنیدم که توصیه کردند طلاب برای تبلیغ [که] این طرف و آن طرف میروند عمامهی خود را بردارند چون مردم دیگر با روحانیت مخالف شدند و این هم از افکار خیلی عالی و تراوشات بکر آقایان استعمامهی خود را بردارند چون مردم این طور شدند چرا این طور شده؟ الان وضع این طور است الان جو این طور است الان بهتر میشود این طور تبلیغ کرد، از این چرت و پرتها و خرافاتی که صد هزار تای آن را ما شنیدیم، در یک همچنین وضعی نمیدانم انسان با لباس باشد حرفش را نمیپذیرند باید لباسش را دربیاورد، دیگر جامعه آن وضع سابق را ندارد و ... از این حرفها و از این مطالب. ما هی همه راهها را بستیم بستیم بستیم.

