اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سلوک یعنی حرکت براساس فطرت

0

موضوع: سیر وسلوک الی اللَه در زنان ومردان ورابطه ان با تکامل انسان 1 خداوند متعال برای هریک از زن و مرد براساس شاکلۀ وجودی و اقتضاءات نفسانی ایشان تکالیفی را مقرر نموده که که موجب رشد وتکامل وتعالی ایشان می شود. 2 برای تربیت ورشد وتکامل نفس هیچ راه ومسیری جز مسیر سیر وسلوک الی اللَه وجود ندارد. 3 توضیحی در ارتباط با حقیقت معنای فطرت وانطباق آن با قوانین واحکام الهی. 4 فرمایش مرحوم حداد رضوان اللَه علیه در ارتباط با اختلاف خصوصیات روحی حیوانات با یکدیگر. 5 راه و مسیر سیر وسلوک الی اللَه عبارتست از حرکت فرد براساس فطرت برای خروج از جزئیت و پیوستن به کلیّت. 6 سخن حکیمانه حضرت لقمان علیه السلام به فردی که ایشان را مورد استهزاء خود قرار داده بود. 7 توضیحی در ارتباط با شعر مغربی: وصل دو عالم نیاورد به خیال دلی که یافت دمی لذت وصال حبیب 8 تفسیر آیه شریفه: فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ 9 هدف از بعثت و ارسال رسل و انبیاءالهی چه می باشد. 10 فرمایش مرحوم علامه طهرانی درارتباط با عظمت وعمق مفاهیم دیوان شعر خواجه حافظ شیراز رحمة اللَه علیه.

سلوک یعنی حرکت براساس فطرت

7
  • هی ا نسان می‌خواهد خود را به شکلی دربیاورد که در نزد دیگران زیباتر جلوه‌تر کند این حس زیبایی چه در خود و چه نسبت به زیبایی‌ها برای چیست؟ این را خدای متعال خلق کرده، این را خدا قرار داده واین حس همین طور وجود دارد و انسان به دنبال این حسّ می‌رود و اشباع نمی‌شود تا وقتی که به زیبایی مطلق برسد وقتی که به زیبایی مطلق رسید آن گاه دیگر به دنبال زیبایی نمی‌گردد چون آن زیبایی به نحو اطلاق و به نحوغیر محدود دیگر در وجود او هست دیگر زیبایی نمی‌خواهد. نه می‌خواهد خودش مورد توجه دیگران باشد و نه خودش یک همچنین اقتضایی را کند.

  • می‌گویند حضرت لقمان از نظر ظاهر چهره نامناسبی داشت یک روز در حضور جمعی بود، یک شخصیاز روی استهزاء و سخریه کلام نامربوطی را به حضرت لقمان از نظر ظاهر و چهره‌ظاهر گفت. حضرت در جواب به آن شخص فرمود عیب بر نقش می‌گیری یا عیب را بر نقاش می‌گیری؟ حالا چرا حضرت این مطلب را گفت؟ چون او به زیبایی مطلق رسیده برای این، این چهره و چهره فلان شخص که معروف است از نقطه‌نظر جمال، دیگر تفاوتی نمی‌کند نفس او به این نکته رسیده است و دیگر تقاضایی ندارد این را می‌گویند مسیر فطرت.

  • انسان به دنبال علم می‌رود هر جا می‌خواهد چیز یاد بگیرد هر جا می‌خواهد چیزی بیاموزد نشسته در منزل هیچ کاری هم ندارد، به ساعت نگاه می‌کند وقت اخبار هست؟ رادیو را روشن می‌کند. خب به این چه مربوط است که می‌خواهد حالا خبر بدهد در فلان جا زلزله آمده در جا فلان جا حیوان متولد شده ...؟ این برای چیست این برای این است که خداوند حس طلب علم را قرار داده و الا اگر قرار نمی‌داد کاری نداشت که انسان بداند اخبار چه می‌گوید؟ دیدید وقتی که انسان در یک جلسه نشسته و دو نفر مثلا دارند با هم صحبت می‌کنند افرادی که در این طرف و آن طرف هستند هی سرک می‌کشند ببینید این دو با هم چه می‌گویند؟ که این کار بسیار کار زشت وقبیحی است بسیار کار کار زشتی است. چرا اینها این کار را می‌کنند؟ چون حس طلب علم دارند منتهی نمی‌دانند کجا مصرفش‌کنند. می‌خواهد بداند این چه می‌گوید، چکار داری چه می‌گوید؟ نه! حسدر او است حس اضافه شدن در علم در همه‌افراد وجود دارد. حس رشد علمی‌در همه وجود دارد. ببینیم آن جا چه خبر است؟ ببینیم او چه می‌گوید؟ ببینیم او چه کار انجام داده؟ تا وقتی این حس وجود دارد که انسان در خود احساس نقصان کند همین که فطرت او رسید به مرتبه اطلاق علمی‌یعنی به یک مرتبه که در آن مرتبه علم لا متناهی پروردگار وجود دارد دیگر نیازش به علم از بین می‌رود. دو نفر بنشینند با هم حرف بزنند این کار خودش را می‌کند. تمام مردم بنشینند یک مسئله‌ای را بگویند این به او کاری ندارد. در آن جا این قضیه اتفاق افتاده خب اتفاق افتاده باشد. در آن جا ...، فلان کس در آن جا اختراع کرده، این اصلًا می‌داند آن اختراع چیست. فلان جا فلان مسئله کشف شده، این به یک جا رسیده که صد میلیارد از آن کشفها به گردش هم نمی‌رسد.