کیفیت سلوک بانوان و محدوده و شرائط آن
15حضرت [ابراهیم] آمد و با [نمرود] صحبت کرد گفت بیا نگاه کن اگر تو خدایی خورشید را برگردان، فردا خورشید از مغرب بیاید بالا، خب حالا فهمیدی نمیتوانی؟ خب بیدار شو، بیدار شو، تو هم راه بیافت، راه بیافت، بیا دنبال حضرت [ابراهیم]، آن وقت خورشید را از مغرب تو میتوانی برگردانی، توی [نمرود] میتوانی خورشید را همان طوری که وصی که حضرت موسی برگرداند یوشع بن نوح، هارون، تو هم برمیگردانی، همان طوری که عاصف برگرداند وصی و وزیر حضرت سلیمان، تو هم میتوانی برگردانی، همان طوری که امیرالمؤمنین برگرداند تو هم میتوانی برگردانی، توی ابابکر هم میتوانی برگردانی، توی عمر هم میتوانی، توی عثمان هم میتوانی، چرا آمدی با علی مخالفت کردی؟ چرا آمدی حق را غصب کردی؟ چرا آمدی خلافت را غصب کردی؟
به یک نفر که مریض است میگویند صبر کن این قرص را بخور این آمپول را هم بزن یک روز صبر کن یک روز دندان روی [جگر بگذار] تحمل کن، فردا که خوب شدی از این طرف سفره تا آن طرف سفره هر چه هست میتوانی بخوری، ولی یک روز صبر کن. میگوید نه! همین الان لقمه اول را که میخورد در گلو گیر میکند میمیرد، نباید تو چیزی بخوری، الان باید تحمل کند.
گناه انبیاء، گناه امیرالمؤمنین این بود گناه امام رضا که آمدند تنبه دادند، آمدند راه را روشن کردند آنها شروع کردند به فحش دادن، چرا شما اصلا حرف میزنید؟ شما نباید حرف بزنید! چرا شما صحبت میکنید؟ بگذار ما رد شویم بگذار ما خواستهایمان را بگوییم بگذار ما از روی امیالی که داریم عبور کنیم بگذار ما حکومت کنیم بگذار ما خلافت کنیم شما حرف نزن! حرف زدن شما ما را از سریر خلافت و سلطنت به زیر میکشاند! مردم متوجه میشوند! مردم میفهمند! گوشهای مردم باز میشود! مردم دیگر دنبال ما نمیآیند! هان؟ اینها میگویند مردم به دنبال شما نیایند به جهنم که نیایند، تو خودت را بپا، تو خودت را متوجه باش، این مردم فردا هشتشان گرو هجدهشان است! کی میآید به دنبال تو؟

