
کیفیت سلوک بانوان و محدوده و شرائط آن
1 خداوند متعال برای هر یک از زن و مرد بر اساس اختلاف شاکلۀ وجودی و مقتضیات نفسانی ایشان تکالیف خاص به خود را مقرّر کرده است. 2 هر یک از افراد در وجود خود فرعونی دارند که در مواقع مناسب به جلوه گری و ابراز أنانیّت درخویش می پردازد. 3 دیدگاه نادرست فرعون نسبت به واقعیّت وجودی خویش و سخنان حضرت موسی علیه السلام . 4 عزّت واقعی تنها اختصاص به پروردگار متعال دارد. 5 هر یک از انسانها قابلیّت رسیدن به عالی ترین مراتب کمال وتعالی را دارا می باشند. واین مسئله اختصاص به انبیاء و اولیاءالهی ندارد. 6 چرا همواره و در طول تاریخ افرادی که بدنبال حق وبیان آن بودند مورد شدیدترین ظلم ها وجنایات واقع شدند. 7 دیدگاه نادرست بعضی از علماء نسبت به برخی از مسلّمات تاریخی ضربه ای جبران ناپذیر بر پیکره تشیّع و مکتب آن وارد می سازد. 8 تنها فردی می تواند محافظ حریم اهل بیت علیهم السلام ومکتب تشیع باشد که بر اساس حق و برمحوریت توحید حرکت کند. 9 توضیحی در ارتباط با کیفیت سلوک بانوان وبیان محدوده وشرایط آن. 10 تأکید مرحوم علامه طهرانی بر معرفت وشناخت هرچه بیشتر افراد نسبت به جایگاه وموقعیت خود ونقاط ضعف خویش.
کیفیت سلوک بانوان و محدوده و شرائط آن
13مسئلهما مسئله سلوک زنان بود زنان در چه قالبی باید خود را به فعلیت و کمال برسانند؟ زنان در چه محدوده ای باید خود را به مقام تربیت و تزکیه برسانند؟ در چه قالبی؟ در چه برنامه ای؟ در چه وضعیتی؟ با هر قسم و با هر وضعیت و با هر کیفیت، انسان میتواند به یک همچنین مطلبی برسد یا این که نه؟ دستور و برنامه خاص دارد! دستور فقط نماز خواندن نیست آن نماز را همه باید بخوانند. دستور فقط روزه گرفتن نیست آن روزه را همه باید بگیرند. اختصاص به زن و مرد ندارد. دستور فقط ذکر گفتن نیست هنر نیست شما یک ضبط هم روشن کنید در آن نوار بگذارید برای شما یونسیه میگوید صبح تا شب! هنر نکردید. دستور گفتن لا اله الا اللَه نیست یک نفر هم برای ما بنشیند لا اله اله اللَه میگوید، تسبیح در بیاورید مخصوصا اگر آدم بیکار باشد بعضیها هستند با تسبیح همین طوری بازی میکنند همین طوری میگردانند چقدر مرحوم آقا از این کار بدشان میآمد بعد هم هی بچرخانند این طوری، بالاخره آدم بیکار دهانش هم بجنبد. اینها نیست.
دستور عبارت است از این که انسان محدوده خودش را بشناسد وضعیت خودش را بشناسد فرعون درون خودش را بشناسد که به چه چیزهایی تمایل دارد؟ دنبال چه نکاتی دارد حرکت میکند؟ چند روز پیش یک نفر از دوستان آمده بود پیش من، راجع به یک قضیه مسئلهای مطرح کرده بود، گفته بود من این طورم اینطورم، الان در همین مطالبی که دوستان مینویسند کم و بیش این مسائل دیده میشود. یکی از مخدرات نوشته بود که من زیاد صحبت میکنم چکار کنم که کم صحبت کنم؟ خب نکنید، چکار کنم ندارد. مگر اینها دعا دارد؟ مگر ورد دارد؟ خب تصمیم بگیر حرف نزن. مگر شما فرفره هستید همین طوری بچرخید؟ خب این زبان در دهان ما است بخواهیم حرف میزنیم، ببینید من الان حرف نمیزنم، بله پنج ثانیه گذشت من حرف نزدم، میتوانم حرف نزنم یا نه؟ همین طوری تا مینشینیم فر فر ویز شروع میکند به ورررر تا کی؟ تا وقتی که از نفس بیافتیم و غش کنیم! بابا این که نشد! حرف صحیح از کیسه انسان کم میکند چه برسد به دروغ و مسائل دیگر و حرف لغو و این مطالب! دعا ندارد. چه کار کنم؟ خب حرف نزن.
