
کیفیت سلوک بانوان و محدوده و شرائط آن
1 خداوند متعال برای هر یک از زن و مرد بر اساس اختلاف شاکلۀ وجودی و مقتضیات نفسانی ایشان تکالیف خاص به خود را مقرّر کرده است. 2 هر یک از افراد در وجود خود فرعونی دارند که در مواقع مناسب به جلوه گری و ابراز أنانیّت درخویش می پردازد. 3 دیدگاه نادرست فرعون نسبت به واقعیّت وجودی خویش و سخنان حضرت موسی علیه السلام . 4 عزّت واقعی تنها اختصاص به پروردگار متعال دارد. 5 هر یک از انسانها قابلیّت رسیدن به عالی ترین مراتب کمال وتعالی را دارا می باشند. واین مسئله اختصاص به انبیاء و اولیاءالهی ندارد. 6 چرا همواره و در طول تاریخ افرادی که بدنبال حق وبیان آن بودند مورد شدیدترین ظلم ها وجنایات واقع شدند. 7 دیدگاه نادرست بعضی از علماء نسبت به برخی از مسلّمات تاریخی ضربه ای جبران ناپذیر بر پیکره تشیّع و مکتب آن وارد می سازد. 8 تنها فردی می تواند محافظ حریم اهل بیت علیهم السلام ومکتب تشیع باشد که بر اساس حق و برمحوریت توحید حرکت کند. 9 توضیحی در ارتباط با کیفیت سلوک بانوان وبیان محدوده وشرایط آن. 10 تأکید مرحوم علامه طهرانی بر معرفت وشناخت هرچه بیشتر افراد نسبت به جایگاه وموقعیت خود ونقاط ضعف خویش.
کیفیت سلوک بانوان و محدوده و شرائط آن
14یک سوال میکنم از افرادی که خودشان طالب این مطالب هستند، اگر یک ناراحتی شما داشته باشید زخم معده داشته باشید دکتر به شما میگوید آقاجان اگر حرف بزنی قلبت از کار میافتد، آن وقت حرف میزنی یا نمیزنی؟ اگر بمب هم بترکد حرف نمیزنی دیگر. پس میتوانی، چکار کنم ندارد.
آمد این شخص پیش ما، گفت آقا من وقتی که میروم در جایی صحبتی هست مطلبی هست من نمیتوانم خودم را کنترل کنم، گفتم نه آقاجان! میتوانی خودت را کنترل کنی نمیخواهی! نمیخواهی! تصمیم بگیر، وقتی که انسان وارد یک مجلس میشود تصمیم میگیرد، انسان باید این کار را انجام بدهد پس کی باید شروع کند؟ همین الان، بسم اللَه! خب ما داریم میگوییم چکار کنم، همین کار، در همین مجلس من دارم میگویم این کار را بکنیم. تصمیم بگیرید وقتی که رفتید در آن جا هر چه گفتند شما ساکت باشید آن وقت ببینید میتوانید یا نه؟ میتوانید. هی حرف زدن، هی مسئله، این طرف مطرح کردن آن طرف چیز کردن.
در همان جریان بعد از مرحوم آقا خب یک عده مریض هستند اصلًا مریض هستند مرض آنها این است که دائما در حال تلاطم باشند آرامش بر آنها خوش نیاید دائما اضطراب، دائما تلاطم دائما حرفدائما آشوب، از این طرف حرف ببربه آن طرف ...، از آن طرف غیبت بکن، پشت سر شما این را گفتند پشت سر شما این را گفتند عقب شما این را گفتند، همین طور. در زمان مرحوم آقا هم همین طور بود، خیلی به شدت، آن قدر پدر ما خون دل خورد از دست این افراد! آن قدر ...! اصلا آرامش نداشتند فشار ایشان میرفت ٢٢! گاهی اوقات ٢٣! من میگرفتم فشار ایشان را، فشار ٢٣ بود میگفتم ١٨ بالاتر، نمیتوانستم بگویم، معلوم بود وضعیت ایشان. چیست؟ برای ایشان خبر آوردند! آخر خدا خانه تو را خراب کند برای چه مسئله را برمیداری میبری؟ میپیچی؟ افتاده بودند این اواخر هر چه ما میگوییم ضدش را میگویند، در قم جلسه تشکیل میدادند در مشهد جلسه تشکیل میدادند طهران جلسات تشکیل میدادند حرفهای ما را از نوار پیاده میکردند یکی یکی، کدام ما میگفتیم اشتباه گفتیم بلند شوند بیایند پخش کنند اوضاعی شده بود.
