
کیفیت سلوک بانوان و محدوده و شرائط آن
1 خداوند متعال برای هر یک از زن و مرد بر اساس اختلاف شاکلۀ وجودی و مقتضیات نفسانی ایشان تکالیف خاص به خود را مقرّر کرده است. 2 هر یک از افراد در وجود خود فرعونی دارند که در مواقع مناسب به جلوه گری و ابراز أنانیّت درخویش می پردازد. 3 دیدگاه نادرست فرعون نسبت به واقعیّت وجودی خویش و سخنان حضرت موسی علیه السلام . 4 عزّت واقعی تنها اختصاص به پروردگار متعال دارد. 5 هر یک از انسانها قابلیّت رسیدن به عالی ترین مراتب کمال وتعالی را دارا می باشند. واین مسئله اختصاص به انبیاء و اولیاءالهی ندارد. 6 چرا همواره و در طول تاریخ افرادی که بدنبال حق وبیان آن بودند مورد شدیدترین ظلم ها وجنایات واقع شدند. 7 دیدگاه نادرست بعضی از علماء نسبت به برخی از مسلّمات تاریخی ضربه ای جبران ناپذیر بر پیکره تشیّع و مکتب آن وارد می سازد. 8 تنها فردی می تواند محافظ حریم اهل بیت علیهم السلام ومکتب تشیع باشد که بر اساس حق و برمحوریت توحید حرکت کند. 9 توضیحی در ارتباط با کیفیت سلوک بانوان وبیان محدوده وشرایط آن. 10 تأکید مرحوم علامه طهرانی بر معرفت وشناخت هرچه بیشتر افراد نسبت به جایگاه وموقعیت خود ونقاط ضعف خویش.
کیفیت سلوک بانوان و محدوده و شرائط آن
25صحبت این است که انسان [طبق دستور عمل کند.] ما آمدیم در اینجا و در صحبتهای دیگر گفتیم که مکتب تشیع یک مبانی دارد. آن مبانی مبانی اولیاءالهی و عرفای باللَه و بأمراللَه است. آن مکتب مکتب مرحوم آخوند ملاحسین قلی همدانی است مکتب شیخ مفید است مکتب سید بحرالعلوم است مکتب سید بن طاووس است مکتب علامهی طباطبایی است مکتب اقای حداد است مکتب مرحوم آقا رضوان اللَه علیه است مرحوم آقا میرزا جوادآقای ملکی تبریزی است که در دهها سال قبل فوت کردند آن عارف بزرگ و مرد بزرگ، آن مرد، آن میرزا جواد آقا ملکی تبریزی مکتب او مکتب اهل بیت بود و سایر عرفای الهی و بزرگان و فقهایی که تمام همّو غمّ آنها، بدون دخالت نفس و بدون دخالت جهل مرکب آمدند و مسیر توحید علوی را ترویج کردند و با هزار تضییقات و دشنامها و سرزنشها و تهمتها روبرو شدند در این دنیا، در این دنیای پست و دنی!
حالا بزرگان دیگری هم هستند افراد عالم و اینها، آنها به جای خود، خب افراد خوبی هستند اهل تهجد بودند، تا حدودی مراقبه داشتند خب خدا خیرشان بدهد و انشاءاللَه از سر تقصیرات همه بگذرد، به همه مقام و درجه بدهد. ولی اسوه کیست؟ این مقصود ما در بیان این مطالب بود.
اسوه در تشیع کیست؟ اسوه هر کسی است یا یکی مثل مرحوم آقا اسوه است؟ اسوه هر کسی است یا کسی مثل مرحوم قاضی اسوه است؟ اسوه یعنیکسی که انسان او را در جلو قرار دهد و کارش را الگو قرار بدهد و یکی یکی شروع کند به انجام دادن، آن اسوه منظور است و الا در این که بزرگان بودند بر حسب مراتب خودشان، خدا به همه آنها اجر میدهد گرچه ممکن است دارای انحراف فکری هم باشند آن کسی کسی که در کتابش مینویسد ما خیلی از خطبای نهج البلاغه راکه مربوط به زن است نفهمیدیم او برای ما ا سوه نیست. هیچ وقت اسوه نیست. مرد بزرگی است خداهم به او مقام میدهد انشاءاللَه درجات او بالااست ولی چون این حرف را زده یعنی انحراف دارد. آن کسی که میگوید ابوحنیفه از مفاخر اسلام است انحراف دارد انحراف است. آیا از علامهی طباطبایی در تمام مدت عمر شما شنیدهای که بگوید ابوحنیفه از مفاخر اسلام است؟ شنیدید؟ آیا از شخصی مثل مرحوم آقا شنیدید که بگوید ابوحنیفه و مالک و اینها از مفاخر اسلام هستند؟ این مطلب شنیده شده؟ آیا از کسی مثل علامهی طباطبایی شنیده که بیایند و این مطالبِ اصیل تشیع را زیر سوال ببرند؟ چه طور این که امروزه دیگر باب شده و هر دم از این با غ بری میرسد، بحمداللَه در این گلزاری که باغبانش باغبان جهیم است نه باغبان جنت و بهشت و رضوان.
