مکتب عرفان مکتب حرّیت، منطق و حرکت براساس حق
11و دلیلی هم ندارد، دیگر آن چه که عیان است چه حاجت به بیان است.
من میگویم فلان کار انجام بشود به یک نحو دیگریدور میزنند آن کار را انجام میدهند به یک طریق دیگری، من میگویم اینکار نباید انجام بشود به یک نحوی پیچ میخورد قضیه میبینیم مسئله انجام شده منتهی به یک نحوی که بهانه به دست داده نشود! ما کی را داریم گول میزنیم؟ ما کی را داریم فریب میدهیم؟ خدا را که نمیشود فریب داد، ملائکه را نمیشود فریب داد، این وسط کی ضرر کرده؟ وقتی ما یک مطلبی را خدمت رفقا عرض میکنیم آیا از عمل آنها و موفقیت آنها ضرری به ما میرسد؟ از اینکه آنها به یک مقصدی برسند به یک مطلبی برسند مگر چیزی از ما کاسته میشود؟ خیلی از این افراد هستند که اصلا بنده نمیشناسم و اگر آنها به یک نفعی برسند خب مسلم خداوند پاداشش را هم اگر خلوصی در کار باشد خب قسمت ما خواهد کرد با بزرگواری. اگر نباشد حداقل فرض کنید که خود آن شخص به آن نتیجه رسیده. ا لتفات کردید!
در مسائل در ارتباطات چقدر آمدند هی سوال کردند، بنده گفتم که زیاد از منزل نباید بیرون رفت، هی سوال میکنند، آقا اگر فلان قضیه شد آقا اگر آن شد اگر آن شد ...؟ آقاجان! اگر یک سردرد بگیرید میگرن جزئی بگیرید دکتر به شما بگوید هفتهای دو مرتبه [بیشتر] خارج نشو خارج میشوی؟ واللَه نمیشوید این که دیگر مسئله به این واضحی است. ما در لبنانبودیم، یک جایی، یکی از دوستان میخواست ما را ببرد درجایی، وقتی که خواستیم حرکت کنیم اهل بیت ما گفت یکی میخواهد با ما بیاید بی حجاب است، خواهر زن همان شخص است، من گفتم به او بگو اگر او بی حجاب بیاید من نمیآیمخودتان میدانید. رفته بود به او گفته بود او [هم] گفته بود که من نمیتوانم چیزی روی سرم بیاندازم! گفتم به او بگو، سید گفته اگر به تو بگویند سرطان گرفتی باید چیزی سرت کنی میگویی نه نمیتوانم چیزی سرم بکنم؟ نه بابا! یک لحاف کرسی هم سرت میکنی! وقتی که دید مسئله جدی است یک پوشش فی الجمله اسلامی کرد و نه سردرد گرفت و نه خوناق گرفت و نه خون دماغ شد و هیچ مسئله هم بوجود نیامد.

