مکتب عرفان مکتب حرّیت، منطق و حرکت براساس حق
13کی اجبار کرده؟ بنده در کرمان در همان خطاب به رفقا به طور عام گفتم من برای کی نامه دادم تا به حال؟ برای هر کی نامه دادم بیاید بگوید، هر کسی را بنده دعوت به این مجالس کردم انگشتش را ببرد بالا وبگوید شما این کار را کردی. برای مجالس عنوان من کی را دعوت کردم؟ درست نیست آن چه را که در نیتم میگذرد راجع به این مجالس بگویم، نمیخواهم باعث یأس و دلسردی رفقا و دوستان بشوم ولی همین قدر بدانید که تمام جلسات عنوان را من با زور میآیم! این طور نیست که حالا شما تصور کنید که یک مطلبی هست و یک اوضاعی، نه! قضیهبه این کیفیت نیست.
آن چه را که مهم است برای همه افراد و برای دوستان این است که اول نسبت به مطالب و نسبت به مبانی اطلاع و اشراف داشته باشند بعد آن وقت، مقام، مقام عمل میآید آن مطلب را که اشراف باشد همه دارند، کسی نمیتواند بگوید من نمیدانم حالا ممکن است استثناءً در بعضی از مسائل، خب حالا نسبت به احکام است این یک مطلب دیگر است اما نسبت به رعایت موازین و مطالب و اینها و حسن معاشرت و کیفیت ارتباط و نحوه جمعیت و مواظبت نفس و و حرف گوش کردن و رسیدن به مطلب و پا جای پای اهل این مکتب گذاشتن و اینها، کسی نمیتواند در اینجا در جلوی من بخواهد و بگوید که من نمیدانم، نه! همه شما میدانید تمام افراد که در این جا هستند اطلاع دارند و همه خبر دارند و از جمله خود بنده، تفاوتی از این نظر ندارند. حالا انجام ندهم آن یک مطلب دیگری است.
بله در این جا نفس میآید و بعد به یک نحوی میگردد، مطالب ما راتوجیه میکندتأویل میکند، منظور آقا بنده نیستم منظور فلان است شلوغمیکند به پا میکند دعوا به راه میاندازد، سر چی؟ سر مسائل نفسانی و سر هواهای نفسانی و هم خودش و هم دیگران را به زحمت وامیدارد که ای کاش افراد منسجمتر بودند و بیشتر مواظب بودند و بیشتر ملاحظه میکردند و راه را برای مسیر دیگران هموارتر میکردند.

