مکتب عرفان مکتب حرّیت، منطق و حرکت براساس حق
17کسی میگویم که مجتهد باشد و من کسی را که مجتهد ندانم به او آیت اللَه نمیگویم، خیلی صریح! گفتند [به اینها که شما نامه میدهید] آیت اللَه میگویند، گفتم اینها اصلا حجة الاسلام هم نیستند چون آنها میگویند دلیلی نیست که من بگویم. و من ننوشتم و تا حالا هم ننوشتم. حالا اصلا نیازی نیست که انسان لقبی بیاورد یا نیاورد و دلیلی بر این حرفنیست.
این مکتب مکتب حریت است و مکتب آزادی است و مکتب ظهور است و مکتب نور است و مکتب روشنی است. در این مکتب خفایی نیست قایم باشک بازی نیست. در این مکتب انسان یک چیزی را نگه دارد یک چیزی را نگوید و این جا صلاح اندیشی بکند آن جا اجمال کاری بکند این حرف ها نیست اینها این جا نیست. اگر کسی میخواهد بفرماید جاهای دیگر هست.
عرض کردم خیلی مواردی هست جلساتی هست، در همه جا، شهرستانها طهران این طرف و آن طرف در همین قم مسائل مختلف، همهاینها مطرح میشود و شاید هم خیلی از آنها مسائل مفیدی باشد مجالس مفیدی باشد من رد نمیکنم ا ینها را. اما آن چه را که از حقیر، رفقا و دوستان میشنوند و بیان میشود مطالبی است که روز قیامت میشود روی آن ایستاد و میشود پاسخگو بود. این را میتوانم خدمت رفقا عرض کنم، به این نحو.
بارها مرحوم آقا فرمودند که افرادی که در این جا هستند همهآن ها مثل دانههای یک شانه هستند خب ما این مطلب را شوخی میگیریم جدی نمیگیریم جدی نمیگیریم خب ایشان فرمودند بزرگوار هستند و خب به عنوان این ...، ولی خب بالاخره ما دوازده سال است که این جا هستیم در این راه هستیم پانزده سال هستیم بیست سال است که هستیم.
یکی از دوستان در مشهد بود در همان وقت، بعد از فوت مرحوم آقا، طلبه بود آمد به من گفت که فلان کس که از دوستان خیلی سابق و دیرینه مرحوم آقا بود پیغام داده که فلانی بیا در حجره ما، من کارت دارم. گفتم شما رفتی؟ گفت نه، آمدم از شما بپرسم. گفتم شما به ایشان پیغام بده بگو اگر شما به دنبال راه خودتان هستید خب دیگر آمدن ما فایدهای ندارد. اگر شما به عنوان دنباله رو راه [مرحوم آقا] و مسیر و مکتب و خصوصیات مطرح شده [ی] از ناحیه ایشان هستی باید بدانید که ایشان برای اهل علم مقامیمافوق سایر رفقا همیشه لحاظ میکردند. شما که یک مغازه دار هستی این صحیح نیست که به یک اهل علمیبگویید که بیاید در آن جا، من کارش دارم، شما باید بروید در منزل ایشان، این یک. ثانیاً رعایت ادب و احترام حتی در غیر از این صورت این است که کسی که با کسی دیگر کار دارد باید برود دنبالش، نه این که پیغام بدهد آقا بیا پیش من. من که با تو کاری ندارم تو با من کار داری، کار داری

