
مکتب عرفان مکتب حرّیت، منطق و حرکت براساس حق
موضوع: مکتب عرفان مکتب علم وعمل وحریت وازادگی است 1 یکی از مهمترین مسائل در مسیر سیر وسلوک الی اللَه حرکت براساس علم ویقین وبه دور از شک وتردید می باشد. 2 مسیر ومکتب عرفان به اسم نمی باشد بلکه براساس پیروی وتبعیت از حق وانطباق خود با آن درهمۀ جریانات وقضایا می باشد. 3 مکتب عرفان،مکتب حریّت وآزاردگی است. 4 بدون رعایت مراقبه و عمل بر اساس دستورات اولیاء محال است فردی به کمال وتعالی برسد. 5 بزرگان و اولیاءالهی هرگز افراد را به سمت خود وشئون شخصیّت خود دعوت نمی کنند بلکه تنها بسمت توحید پروردگار متعال و حق دعوت می کنند. 6 وظیفۀ سالک الهی درابتدا علم ومعرفت پیدا کردن نسبت به مبانی وملاکات مکتب وبعد از آن عمل وتبعیت کامل ازآنها می باشد. 7 تواضع وخشوع ظاهری انسان باید نشأت گرفته ازقلب و باطن او باشد. 8 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با جایگاه سالکین الی اللَه وکیفیت تعامل ایشان بایکدیگر. 9 لزوم استفاده افراد از تاریخ قمری وعدم استفاده از تاریخ شمسی. 10 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در اواخر عمر در ارتباط با اتمام حجت کردن ایشان نسبت به افراد.
مکتب عرفان مکتب حرّیت، منطق و حرکت براساس حق
9ماداریم روی خودمان میچرخیم دور میزنیم بعد میگوییم آقا این طور نشد، آن طور نشد، نه! صریحا میگویم افرادی که به مطالبی که گفته شده عمل کردند نتیجهآن را هم دیدند و بنده هم اطلاع دارم، آنهایی کهعمل نکردند نتیجه آن را ندیدند و نخواهند دید یک میلیون سال هم اگر حرکت کنند به اندازه سر سوزنی جلو نخواهند رفتاز دیدگاه بنده، حالا خدا چه میداند و در آن جا چه مطالبی هست بنده اطلاع ندارم تا آن جایی که مسئله به بنده ارتباط دارد نظر بنده این است و کسی هم اجباری نکرده.
کی اجبار کرده؟ بنده در کرمان در همان خطاب به رفقا به طور عام گفتم من برای کی نامه دادم تا به حال؟ برای هر کی نامه دادم بیاید بگوید، هر کسی را بنده دعوت به این مجالس کردم انگشتش را ببرد بالا وبگوید شما این کار را کردی. برای مجالس عنوان من کی را دعوت کردم؟ درست نیست آن چه را که در نیتم میگذرد راجع به این مجالس بگویم، نمیخواهم باعث یأس و دلسردی رفقا و دوستان بشوم ولی همین قدر بدانید که تمام جلسات عنوان را من با زور میآیم! این طور نیست که حالا شما تصور کنید که یک مطلبی هست و یک اوضاعی، نه! قضیهبه این کیفیت نیست.
آن چه را که مهم است برای همه افراد و برای دوستان این است که اول نسبت به مطالب و نسبت به مبانی اطلاع و اشراف داشته باشند بعد آن وقت، مقام، مقام عمل میآید آن مطلب را که اشراف باشد همه دارند، کسی نمیتواند بگوید من نمیدانم حالا ممکن است استثناءً در بعضی از مسائل، خب حالا نسبت به احکام است این یک مطلب دیگر است اما نسبت به رعایت موازین و مطالب و اینها و حسن معاشرت و کیفیت ارتباط و نحوه جمعیت و مواظبت نفس و و حرف گوش کردن و رسیدن به مطلب و پا جای پای اهل این مکتب گذاشتن و اینها، کسی نمیتواند در اینجا در جلوی من بخواهد و بگوید که من نمیدانم، نه! همه شما میدانید تمام افراد که در این جا هستند اطلاع دارند و همه خبر دارند و از جمله خود بنده، تفاوتی از این نظر ندارند. حالا انجام ندهم آن یک مطلب دیگری است.
