
کیفیت هدایت خداوند متعال نسبت به انسان
موضوع: بیان مبانی سلوک الی اللَه 1 تفسیر آیه (إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً). 2 بیان علت عدم اهتمام افراد نسبت به قرآن کریم وکلام مرحوم علامه طباطبایی راجع به آن. 3 به هر میزان که مدرکات وکمالات ظاهری افراد بیشتر می شود باید مقام خضوع وذلت ایشان در قبال پروردگار متعال بیشتر شود. 4 امیرالمؤمنین علیه السلام به افراد از دریچۀ باطن و نیّت آنها می نگرد. 5 آنچه را که خداوند برای هدایت انسان قرار داده است باید انسان بر طبق آن عمل بکند. 6 فردی که در مسیر سیر وسلوک الهی قدم گذاشته است و به دستورات اولیاءالهی وبزرگان عمل نمی کند هم عمر خود را تلف کرده وهم موجب زحمت وآزار دیگران شده است.
کیفیت هدایت خداوند متعال نسبت به انسان
توضیحات:
موضوع: بیان مبانی سلوک الی اللَه 1 تفسیر آیه (إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً). 2 بیان علت عدم اهتمام افراد نسبت به قرآن کریم وکلام مرحوم علامه طباطبایی راجع به آن. 3 به هر میزان که مدرکات وکمالات ظاهری افراد بیشتر می شود باید مقام خضوع وذلت ایشان در قبال پروردگار متعال بیشتر شود. 4 امیرالمؤمنین علیه السلام به افراد از دریچۀ باطن و نیّت آنها می نگرد. 5 آنچه را که خداوند برای هدایت انسان قرار داده است باید انسان بر طبق آن عمل بکند. 6 فردی که در مسیر سیر وسلوک الهی قدم گذاشته است و به دستورات اولیاءالهی وبزرگان عمل نمی کند هم عمر خود را تلف کرده وهم موجب زحمت وآزار دیگران شده است.
کیفیت هدایت خداوند متعال نسبت به انسان
20یکی از افراد بود از دوستان بود این بنده خدا فرزندش به یک بیماریی مبتلا شده بود و اینها، خب مشخص بود که این شاید تقدیرش چیز دیگری باشد. ولی این تمام همت خودش را قرار داده بود که این بچه باید درست بشود، میلیونها خرج کرد شهرستان بودند طهران هی میآورد برمیگرداند تقریبا دو سه سالی هم قضیه طول کشید مدتی طول کشید. خیلی بچه خوبی بود طهران هم درس میخواند دانشگاه درس میخواند. من یک دفعه با ایشان صحبت کردم و بلکه دو دفعه صحبت کردم، در بین صحبتها خواستم یک پیش درآمدی به ایشان داده باشم یک آمادگی برای او حاصل کرده باشم دیدم اصلا به هیچ وجه این نمیخواهد حتی یک کلمه بشنود تا میخواهد مطلب کشیده بشود با یک مقدماتی به آن سمت، یکدفعه میبندد. نه! انشاءاللَه این طور میشود انشاءاللَه ...! به نحوی که خیلی عجیب بود! خیلی عجیب بود! من دیدم نه! فایده ندارد صحبت فایده ندارد قطعش کردم، تا این که پارسال به رحمت خدا رفت همان بچه. وقتی که به رحمت خدا رفت من بیش از آن چه که نسبت به آن شخص جوان، متأثر شدم من خیلی نگران حال پدرش شدم که این الان چه بر سرش میآید؟ دیدیم بله! بنده خدا خیلی وضعش ...! و کار به جایی رسید که یک مطلبی را گفت که من حالا دیگر نمیتوانم آن مطلب را بگویم که خلاصه مثلا فرض کنید ...! تا آنجایی که حتی مثلا دیگر برای تشرف به زیارت هم حالا دیگر محروم شده بود! مدتها گذشت.
این جور که انسان نباید باشد این قسم که [نباید باشد.] حالا که این طور شده پس من دیگر زیارت نمیروم! یعنی این طور از انسانتوقع ندارند! این قضیه برای همه اتفاق میافتد برای همه این نوع گرفتاریها اتفاق میافتد، نه اولش هستی شما نه آخرش هستی، همان طور که فرزند شما برای شما عزیز است فرزندان دیگر هم برای پدر و مادرشان عزیز هستند هیچ تفاوت ندارد چه فرق میکند؟ فرزند شما این خصوصیات را داشت من افراد دیگری که بالاتر از این بودند سراغ دارم [که] رفتند. نه! صبر کردند تحمل کردند.
