جایگاه زن در نظام عالم هستی
9بتواند به یک مرتبه بالاتری قدم بگذارد.
پس بنابراین اصل این موقعیت و حقیقت خلافةاللَهی که مقام جامعیت مستند به ذات است که آن ذات از آن حقیقت ونفخت فیه من روحی از خود روح پروردگار نازل شده آن موقعیت در هردوی طائفه زن و مرد در هردو به عنوان مساوی موجود است خب این به آن مسئله و به آن وضعیت خصوصیت آنها برمیگردد.
و اما بعد در این عالم، خب آمدن در این عالم همان طوری که برای خود افراد نزول در این عالم دارای اختلافات بسیار و امتیازات بسیار و اشکال مختلف و خصوصیات مختلف است، همین طور نزول در این عالم برای زن به یک شکلی است که آن نزول با نزول مرد در این عالم تفاوت میکند و فرق میکند در مرد فرض کنید وقتی بخواهد در این عالم نزول پیدا بکند افرادی که بخواهند در این عالم تولد پیدا بکنند شما این ها را دارای اشکال مختلف میبینید یکی سیاه است یکی سفید است یکی سبزه است یکی شکلش به این نحو است یکی شکلش به آن کیفیت است یکی قدش کوتاه و یکی قدش بلند است یکی فرض کنید دارای جهاز هاضمه قوی است یکی جهاز هاضمهاش ضعیف است یکی قلبش کوچک است یکی سرش کوچک است این اختلافی و خصوصیاتی که شما در اشکال مختلف نسبت به مرد مشاهده میکنید، همین مسئله هم نسبت به زن وجود دارد زن هم وقتی در این عالم به دنیا میآید به اشکال مختلف است که هرکدام از اینها خب معلول علتی است به خیلی از مسائل برمیگردد به مسائل ژنتیکی برمیگردد به کیفیت تغذیه مادر برمیگردد به مسائل تغذیه روحی برمیگردد یعنی حتی شکلی که پیدا میکند به تغذیه روحی در زمان بارداری حتی این مسئله مرتبط میشود مخصوصا چشمها که خیلی در این قضیه دقیق و ظریف است، حتی بعضی ها هستند که می توانند از نگاه کردن به چشم، کیفیت فضای مادر که در آن فضا این حمل را بوجود آورده میتوانند تشخیص بدهند همان طوری که نحوه بروز و ظهور زن و مرد متفاوت است همین طور خود نفسانیات هم تفاوت میکند یعنی خود آن شاکلهای که زن بر اساس آن شاکله به این دنیا پا گذاشته و آن شاکلهای که مرد پا گذاشته متفاوت است خصوص و حالات متفاوت است، زن یک لطافت خاصی دارد که مخصوص به اوست و مرد آن لطافت را ندارد به عکس مرد دارای یک استقامت و قدرت و جنبه فاعلیتی است که بر آن جهات احساسی او و لطافت او غلبه دارد، آن توان زن نسبت به برخورد با مسائل اجتماعی آن در حدّی نیست که بتواند با آن توان مرد برابری کند و این یک مسائلی است که امروزه این مسائل را مجبور به پذیرشش شدند گرچه خیلی از مطالب مثل تساوی حقوق و منشور حقوق بشر و از این مسائل هست ولی بالاخره چارهای جز پذیرش این مطلب نیست و این مسئله وجود دارد در همهجا وجود دارد حتی در همان اروپایی که

