
جایگاه زن در نظام عالم هستی
موضوع: فرق میان سلوک بانوان و مردان و نقاط اشتراک میان آن دو 1 بحث پیرامون فرق میان سلوک بانوان و مردان و نقاط اشتراک میان آن دو. 2 قابلیت رسیدن به حقیقت مقام خلافت اللَهی بطور مساوی برای زن ومرد وجود دارد. 3 نحوه وکیفیت معراج پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم. 4 توضیح وتفسیر فناءذاتی در انسان. 5 هریک از زن ومرد قابلیت رسیدن به بالاترین نقطه کمال ومعرفت را حائز می باشند. 6 بیان حقیقت سجدۀ ملائکه بر وجود انسان. 7 بیان خصوصیات نفس انسان و چگونگی تمرّد او از ذات پروردگار متعال. 8 لازمۀ سلوک الی اللَه استقرار نفس است وبدون آرامش محال است شخصی بتواند راه خداوند را طی کند. 9 ذکر حکایتی از مرحوم علامه طهرانی راجع به سخنان مرحوم شیخ حسین حلّی در ارتباط با شرائط مرجه تقلید ومُفتی. 10 انسان در طریق الی اللَه باید استقامت داشته باشد ونباید به طعن واستهزاء دیگران توجه کند. 11 بیان حکایتی از حضرت آیت اللَه سید محمد محسن طهرانی نسبت به کیفیت نماز خواندن. 12 یکی از مسائلی که بزرگان بسیار به آن توجه داشته بیان کیفیت اختلاف میان زن ومرد است.
جایگاه زن در نظام عالم هستی
توضیحات:
موضوع: فرق میان سلوک بانوان و مردان و نقاط اشتراک میان آن دو 1 بحث پیرامون فرق میان سلوک بانوان و مردان و نقاط اشتراک میان آن دو. 2 قابلیت رسیدن به حقیقت مقام خلافت اللَهی بطور مساوی برای زن ومرد وجود دارد. 3 نحوه وکیفیت معراج پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم. 4 توضیح وتفسیر فناءذاتی در انسان. 5 هریک از زن ومرد قابلیت رسیدن به بالاترین نقطه کمال ومعرفت را حائز می باشند. 6 بیان حقیقت سجدۀ ملائکه بر وجود انسان. 7 بیان خصوصیات نفس انسان و چگونگی تمرّد او از ذات پروردگار متعال. 8 لازمۀ سلوک الی اللَه استقرار نفس است وبدون آرامش محال است شخصی بتواند راه خداوند را طی کند. 9 ذکر حکایتی از مرحوم علامه طهرانی راجع به سخنان مرحوم شیخ حسین حلّی در ارتباط با شرائط مرجه تقلید ومُفتی. 10 انسان در طریق الی اللَه باید استقامت داشته باشد ونباید به طعن واستهزاء دیگران توجه کند. 11 بیان حکایتی از حضرت آیت اللَه سید محمد محسن طهرانی نسبت به کیفیت نماز خواندن. 12 یکی از مسائلی که بزرگان بسیار به آن توجه داشته بیان کیفیت اختلاف میان زن ومرد است.
جایگاه زن در نظام عالم هستی
33البته بعضی از بازیهای که این جنبه فکری دارد و مفید است در حد خودش اشکال ندارد و البته با محدودیت، مادر باید مراقبت کند که از یک حد خاص تجاوز نکند، نه این که صبح بنشیند ظهر بلند شود بیاید، نیمساعت اگر بنشید به نحوی که آن حالت اعتیاد برای او حاصل نشود که این اعتیاد بسیار امر زنندهای است در این بازیها و نفس را تحتالشعاع قرار میدهد و حتی تأثیرات فیزیکی که ممکن است در بچه ایجاد کند. خب خیلی از بله ساعت تقریبا ده دقیقه به یک شد وکسی هم نمیگوید که این همه صحبتها و این ها خب مدتی این مثنوی تأخیر شد.
حالا انشاءاللَه امیدواریم که با تذکر دوستان اگر یک وقت ما غفلت و نسیانی برایمان پیدا شد ما را متوجه و متنبه کنند که بتوانیم این جلسات را متوالیا و مستمرا در خدمت رفقا و دوستان داشته باشیم.
انشاءاللَه امیدواریم که خداوند به ما توفیق بدهد به همه ما واقعا حیف است من به رفقا میگویم به دوستان که حیف است آن بزرگان آمدند و دهها سال از عمر خودشان را صرف در همین مطالب کردند و در اختیار ما گذاشتند و ما با آن وضعیتی که ما میدیدیم، که رفقا به من میگویند تو وقت خودت را خیلی صرف مینمایید، میگویم من اصلا شرمندهام که اصلا ما کجا پدر ما کجا آن وضعیتی که ما میدیدیم از ایشان آن اهتمامی که من از ایشان، ایشان عمل کرده بود از بیمارستان آمده بود روی تشک انداخته بودیم هنوز نخوابیده کتابش را برداشت و شروع کرد گفتم آقاجان یک مقدار صبر کنید چایی بیاوریم اقلا چایی بخورید بعد شروع کنید ایشان فرمودند آقا اگر ما این دو روز عمر خودمان را به این نگذرانیم چه کنیم؟ ببینید این ها این طوری مطالب را به دست ما رساندند، این طوری قضایا را وحقایق را در اختیار ما گذاشتند والا این ها میتوانستند مثل بقیه بگویند نمازتان را بخوانید روزهتان را بگیرید و بروید پی کارتان، نه، آنها بلد بودند من هم بلدم، خیلی راحت همچنان راحت بگیرم که هیچ راحتگیرندهای در امروز به گردم نرسد، بلدم، فرمولهایش را هم بلدم ولی خب نتیجهاش چی؟ نتیجهاش این است که یک موجود با استعداد که قابلیت دارد برسد به آن جا همین طور بماند این نتیجهاش، خوب است؟ ارزشش را دارد؟ ولی حالا ما میگوییم ما حرفهای امروزیها را هم بلدیم و بیشتر هم بلدیم ولی یک مقدار از آن طرف هم یاد گرفتهایم، خودمان اهلش نیستیم ولی به ما گفتند که این است و یک مقدار با چشممان دیدیم، بی هیچی نبوده از نزدیک دیدیم حالات آنها را دیدیم آنها هم گفتند بفرمائید، حالا چه ضرری دارد که انسان این مطالب را بگوید و افرادی پیدا بشوند که این ها را با گوش جان بپذیرند و ترتیب اثر بدهند.
