
استجابت دعا به واسطۀ طلب حقیقی و اتّکای به خدا
خطبۀ اوّل عید سعید فطر. خطبۀ دوّم عید سعید فطر. چند حکایت پر معنا از ملاّ نصرالدّین. حکایت ملاّ نصرالدّین در استجابت دعای عامّۀ مردم. حکایت دعای باران و نماز استسقاء آیة اللَه خوانساری و مردم قم. نماز استسقاء رسول خدا. استجابت دعای عامّۀمردم بهواسطه نفس درخواست حقیقی و اتّکای به خدا. اشتباه سیّد جمالالدّین اسدآبادی در اتّکای به خود در قبال اتّکای به خدا. نظریّۀ سخیف مرحوم اسدآبادی دربارۀ جایگاه تعقّل در اسلام. نقد افکار مبنی بر تجدّد دینی.
استجابت دعا به واسطۀ طلب حقیقی و اتّکای به خدا
توضیحات:
خطبۀ اوّل عید سعید فطر. خطبۀ دوّم عید سعید فطر. چند حکایت پر معنا از ملاّ نصرالدّین. حکایت ملاّ نصرالدّین در استجابت دعای عامّۀ مردم. حکایت دعای باران و نماز استسقاء آیة اللَه خوانساری و مردم قم. نماز استسقاء رسول خدا. استجابت دعای عامّۀمردم بهواسطه نفس درخواست حقیقی و اتّکای به خدا. اشتباه سیّد جمالالدّین اسدآبادی در اتّکای به خود در قبال اتّکای به خدا. نظریّۀ سخیف مرحوم اسدآبادی دربارۀ جایگاه تعقّل در اسلام. نقد افکار مبنی بر تجدّد دینی.
استجابت دعا به واسطۀ طلب حقیقی و اتّکای به خدا
9من نمیتوانم این را انکار کنم که دعوت کردن پیغمبران به تعبّد، بزرگترین اهانتی است که بر بشریّت شده است و بزرگترین حقارتی است که بر بشریّت آمده است؛ ولی هیچ چارهای غیر از این نیست و بشر بالأخره بایستی به عقل برسد، و این مسئلهای است!1
وقتی احمد قادیانی در مراکش بهعنوان امام زمان طلوع کرد و خبر به آقا سیّد جمال رسید که بهعنوان امام زمان آنجا شده است، پرسید: «حالا مطلب او چیست؟» گفتند: «ادّعای امام زمان بودن میکند!» گفت:
این هم که مثل بهاییها میماند! اینکه انسان «کعبه» را بردارد و قبله را «عکا»2 کند، و یا قرآن را بردارد و بهجایش «بیان» بگذارد، این که کاری نشد؛ باید اصلاح اساسی کرد!
نقد افکار مبنی بر تجدّد دینی
غالب مطالب آقا سیّد جمال افغانی دربارۀ وضع مسلمانها و... درست است، ولی در عباراتش این است که باید در احکام اسلام تصرّف کرد!3 و این حرف همان فکر تجدّدِ دینی است که امروزه در افکار افتاده است. همینطور که پروتستانها علیه کلیساها بلند شدند و قیام کردند و یک دین دیگری در مقابل آنها تشکیل دادند و دو فرقه شدند، اینها هم میگویند که بهطور کلّی این دینی که ما الآن داریم، مثلاً این خانم چادر سرش کرده است و یا آن خانم آنجا نشسته است و همۀ اینها عقب نشستهاند و چادر سرشان کردهاند؛ این حرفها چیست؟! و نهتنها دربارۀ زن و مرد میگویند: «باید مرد بودن و زن بودن را برداشت!» بلکه میگویند: «این حرفها اصلاً درست نیست!»
این حرف و این فکر تجدّدِ دینی همینی است که دکتر عبدالکریم سروش ـ علیه ما علیه ـ در مقالاتش در روزنامه نوشت و ما هم یکی از مجلّدات نور ملکوت قرآن را فقط به ردّ او اختصاص دادیم. لُبّ مطلب ایشان این بود که قرآن کافی نیست و رسول خدا هم کافی نیست، و تمام حرفهای اینها از پیش خودشان است و قرآن از پیش خدا نیست! رسول خدا مرد عجیبی بوده است و متنی آورده است و این مطابق با زمان خود حضرت بوده است! ولی ما باید با عقل خودمان دنبال مطلب برویم و برسیم، و این دین پایگیر ما است! البتّه اینها را صریحاً نمیگویند، ولیکن حقیقت مطلبشان همین است؛ عبدالکریم سروش اینها را با طفره میگوید، ولی نه یک بار و دو بار، بلکه بیش از پنجاه بار در این دو مقاله این مطلب و این فکر را بهعنوانهای متفاوت و به عبارات مختلف بیان میکند.4
- رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٤، ص ١٣٠ ـ ١٣٢، به نقل از سیری در اندیشۀ سیاسی عرب؛ مطلع انوار، ج ٣، ص ٢٦٠ و ٢٧٠ ـ ٢٧٣.
- مقدّسترین شهر فرقۀ بهائیّت است و در فلسطین اشغالی قرار دارد. (محقّق)
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون احوالات و افکار سیّد جمالالدّین اسدآبادی رجوع شود به مطلع انوار، ج ٣، ص ٢٤٩ ـ ٢٨٠؛ نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ١٤٥ ـ ١٦٥.
- رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٢٠٣ ـ ٦٢٠؛ نگرشی بر مقالۀ بسط و قبض تئوریک شریعت دکتر عبدالکریم سروش؛ همچنین جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به افق وحی، ردّ نظریۀ دکتر عبدالکریم سروش دربارۀ وحی.
