اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی

15٬146

أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی

13
  • سؤال: ایشان در این جا فرموده‌اند که مثل اینکه زبان حال سایر دوستان است خیلی دلم تنگ و ناراحت است از این که نه جواب نامه‌ای از شما دریافت می‌نمایم و نه توفیق زیارت شما و در این روز بسیار خرسندم از این که توفیق شد ..... 

  • جواب: راجع به نامه که من کراراً عرض کرده‌ام خدمت دوستان نسبت به نامه‌هایی که بنده پاسخش را ضروری بدانم جواب می‌دهم و در غیر این صورت خیر نامه خیلی زیاد است، نامه بسیار زیاد است و اگر برای بنده شبانه روز حتّی به پنجاه ساعت هم برسد بنده نمی‌توانم پاسخ نامه‌ها و درخواست رفقا را هم بدهم لذا از این نظر بنده عذرخواهی می‌کنم و این را عرض می‌کنم که بسیاری از این گونه پاسخها در ضمن همین صحبتها و مطالبی که عرض می‌شود گفته می‌شود و خیال می‌کنم که مطلب ناگفته، نمی‌ماند حتی نسبت به سؤالات در سایت و اینها به رفقا عرض کردم که آن چه را که تکراری است دوباره نفرستند ولی می‌بینیم با تغییر در عبارات خیلی از سؤالها باز تکراری است، در بین نامه‌هایی که برای بنده می‌آید یا خیلی از اینها را به طور شفاهی مطرح می‌کنم، اینها را در ضمن صحبت عرض می‌کنم و آن چه را که به نظر می‌رسد خدمت رفقا آنها را بیان می‌کنم، تطبیق‌ این مسائل به دست خود رفقا است بنده فقط کلیات مطالب را عرض می‌کنم، امّا پیاده کردن مطالب و قضایا، این دیگر مسائل شخصی است و هر کسی باید در محیط خودش و در زندگی خودش به نحو مطلوب و به نحو احسن به اینها بپردازد، مثلًا فرض کنید که بنده می‌گویم که نشستن زن و مرد بر سر سفره بصورت مخلوط اشکال دارد، می‌گویند از ما ناراحت می‌شوند چکار کنیم؟ خب چه کار کنیم به دست بنده نیست، انسان می‌تواند به یک نحوی به یک کیفیتی ... نظیر همین قضیه که عرض کردم که فلان خانم می‌گوید اگر چارقد بیاندازم روی سرم، قلبم می‌گیرد، درست شد؟ وقتی که به او گفتند که نه آقا تو قلبت هم نمی‌گیرد، خب این توانست این قضیه را در خودش هضم کند و شاید هم، نمی‌خواهم بگویم خدا نکرده می‌خواسته دروغ بگوید شاید واقعا همین طور بوده و در آن زمان تنبّهی برایش پیدا شده و توانسته خودش را عوض کند وتغییر بدهد، کیفیت پیاده کردن، فهم مسائل و ادراک مطالب و رسیدن به آن چه را که مورد نظر است، بنده بارها عرض کردم که بنده مسئول کلام خودم هستم به افراد دیگر کاری ندارم یک نفر یک روز آمده بود این جا دم در، گفت من از فلان جا آمدم، آمدم پایین دم در گفتم بفرمایید گفت نظر شما راجع به فلان قضیه چیست؟ گفتم بنده اطّلاع چندانی ندارم، اصرار کرد، گفتم باید این طور باشد، گفت: فلان آقا این چنین می‌گویند، گفتم: من مسئول حرف خودم هستم، هر کسی مسئول صحبت و کلام خودش هست بنده به عنوان امین، توّقعی که دوستان از بنده دارند باید به آن وظیفه امانت عمل کنم. مطالبی که مورد نظر دوستان هست، می‌خواهند به آن چه را که مرام و مکتب اولیا و بزرگان و عرفای باللَه و علما و این مکتب است به آن برسند و گونه مسائل همه جا فراوان است، مسائل فراوان است، آن چه را که بنده عرضه می‌کنم این است در رساندن آن مطالب بنده نباید خیانت کنم، این مسئله‌ای است که انشاءاللَه به این تکلیفم بتوانم جامه عمل بپوشانم و اگر قصور داشته باشم حداقل تقصیر نداشته باشم، این آن چیزی است که می‌توانم و اما چگونه این مسائل پیاده بشود آن دیگر بر عهده خود افراد است، راه چاره از بنده نخواهید، فقط بنده یک مسئله را می‌آیم به نحو کلی مطرح می‌کنم هر کسی می‌تواند راه و چاره مختّص خود را فزاهم کند هزار تا راه دارد؟ آدم می‌تواند، این جور باشد، آن جور باشد، این طور صحبت کند، قسم دیگر بکند، فرض کنید حالا مشکلی غیر از جنبه سلوکی برای شما پیدا شد چکار می‌کند؟ هزارتا بهانه دارید در این جا اینطور نقش ایفا کنید، در آن جا این طور، لازم نیست که در آن جا با حدّت شدّت و اینها برخورد بکنید فادفع بالتّی هی أحسن انسان باید با طریق نیکو، انجام بدهد.

/ 222