أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی
أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی
24سؤال: اگر کسی در این دنیا توبه نماید و گناهان گذشته را دیگر تکرار ننماید آیا باز در آن دنیا عقوبت و عذاب میشود؟
جواب: نه دیگر خداوند میبخشد و دیگر مطلب تمام است و ما هم داریم کسی که این جور توبه کند مثل کسی است که از مادر متولّد شده و کسی که روز عرفه توبه کند مثل کسی است که از مادر متولد شده، کسی که در عرفات باشد چه باشد اینها همه از مواردی است که خداوند به خاطر منّت بر بندگانش و برای پاک شدن ما این امور را مهیا کرده.
سؤال: حقیر دختر نوزادی دارم که هنوز شیر میخورد و دو سالش تمام نشده آیا روزههای قضایی که به گردن حقیر از سال گذشته برمن است نتوانستم بگیرم میتوانم بگیرم یا بگذارم تا مدت شیردهی تمام شود؟ جواب: این مربوط به خود شما است اگر ضرر دارد نباید بگیرید اگر نه باید بگیرید.
سؤال: گاهی اوقات برای حقیر حالت قبض پیش میآید به منزل رفیقی که در حومههای مشهد است و این مطلب را با او در میان میگذارم. جواب: عرض کردیم این مطلب را و قبلًا جوابش را دادیم.
سؤال: این که بعضی از اوقات انسان نمیداند کارش به حق بوده است یا نه، مثلًا برای نمونه بعضی اوقات کاری میکند که باید حق بگوید و این حق گفتن باعث دل شکستن طرف مقابل میشود و حقیر نمیدانم آیا کارم صحیح است یا نه؟
جواب: خب این مسئله قدری بله درست است که انسان باید رعایت کند و ببیند که سخن در کجا بگوید و این که چه اقتضایی دارد، این هر صحبتی را برای انسان مینمایاند اینی که انسان هر جایی امر به معروف نباید بکند برای همین است در هر جایی نهی از منکر نباید بکند همین است، در بعضی از اوقات انسان اگر بخواهد یک مطلبی را بگوید این مطلب اثر عکس دارد در بعضی از اوقات شخص دل شکسته میشود باید با لطایف الحیلی بگوید باید با کنایات با اشارات حتّی اگر میداند گفتن کنایه و اشاره هم برای او مضر است نمیتواند بگوید، بنده در زمان مرحوم آقا مسائلی را میدیدم که تعجّب میکردم ایشان چطور با این شخص که دارد الآن این کار را انجام میدهد و کارش هم خلاف است و دلیلی بر نگفتن نداریم ولی چرا ایشان تذکر نمیدهند؟ چرا ایشان تذکر نمیدهند؟ سالها میشد که بعضی از افراد به منزل ما رفت و آمد داشتند و ایشان این تذکرّی که آقا این کار حرام است انجام نده نداشتند، بعدها من متوجّه شدم که آن شخص در یک وضعیتّی بوده از نظر روحی که اگر به او گفته میشد این به طور کلی نمیتوانست این را بپذیرد نمیتوانست و میرفت و میرفت و در یک وضعیت دیگری قرار میگرفت و اصلًا به طور کلی زندگیش تغییر میکرد ولی صبر کردند صبر کردند تا این که این طور شد.

