اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی

15٬146

أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی

28
  • آخر بی انصافّ بی‌وجدانِ معاند آخر به تو چه بگویم که تو در کتاب و صبحتهایت مسخره می‌کنی روح مجرد را و ایراد می‌گیری، آیا آقای حداد هم تبریک می‌گفت در روز عاشورا؟ خوب شد امام حسین را کشتند! خوب شد بیایید همدیگر را ببوسیم ... هان یا این که آن طوری که من می‌دیدم مثل ناودان از چشمش اشک می‌آمد، این ابتهاج آن است؟ بله ما نگاه می‌کنیم به تیر و شمشیر و شرارت و خونی که دارد می‌آید و اینها نگاه می‌کنیم متأثر می‌شویم، ما که آن فهم را نداریم، ما که آن درک را نداریم، ما که آن شعور را نداریم، طبیعی است باید ناراحت بشویم، نباید خوشحال بشویم، بله هر وقت به آن درک و شعور رسیدیم آن حکم خودش را دارد به ما چه ربطی دارد؟ ما چرا باید ادا در بیاوریم، ادا درآوردن ندارد، آن چه که الآن اقتضای ما است این مصیبتی است که هست، بله بنده هم بارها گفتم که ما به این مصیبت فقط نباید فکر کنیم، باید بالاتر را فکر کنیم، این که مرحوم آقا هم در روح مجرد آوردند برای همین است تلنگر بزنند، همه‌اش گریه نیست، فقط همین در سرزدن نیست، اینها همه‌اش نیست چیزهای دیگر هم هست، آن چیست که حضرت قاسم می‌گوید الموت احلی من العسل؟ موت از عسل شیرین تر است یک همچنین چیزهایی هم داریم. آن چیست که زهیر بن قین حضرت از او سؤال می‌کند خودش در آن شب بلند می‌شود شب عاشورا می‌گوید اگر هزار بار مرا تکه تکه کنند و خاکسترم را فلان کنند آتش بزنند و فلان، باز دفعه هزار و یکم من همینم این چه دیده؟ پس او شمشیر ندیده شاید یک چیز دیگر دیده، آن نیزه ندیده، آن شمشیر ندیده، آن کشتن ندیده، آن یک چیز دیگر دیده که الآن آقای حداد دیده یا بالاترش را، بالاخره اینها مراتب دارند زهیر گرچه از اصحاب سیدالشّهدا بود ولی باز با حبیب بن مظاهر فرق داشت، حبیب بن مظاهر کجا؟ بریر کجا؟ همه در یک جا هستند در یک خیمه هستند ولی باز اینها مراتب دارند و ما باید پای همه اینها را ببوسیم از همه اینها باید استشفاءکنیم و طلب شفاعت ولی اینها باز خودشان مراتب دارند، مراتب خاص دارند، بنابراین آن شعفی که مرحوم آقای حدّاد داشتند در روز عاشورا و در ایام محرم و هر چه به روز عاشورا نزدیکتر می‌شد ما می‌دیدیم که حالت ابتهاج ایشان عجیب‌تر می‌شود قرمزتر می‌شوند، انگار دیگر کم کم به روز عاشورا که می‌رسد دیگر در پوست خودشان نمی‌گنجیدند، مال این است که هی دارد می‌رسد به آن حقیقت، هی دارد به آن واقعه نزدیک می‌شود، هی آن قضیه دارد اتفّاق می‌افتد آن چرا که او دارد الان می‌بیند، دارد اتفاق می‌افتد، ما نه، ما وقتی که جایی همین طور به روز عاشورا نزدیکتر می‌شود هی مصیبتمان بیشتر می‌شود، روز اول یک مقداری است، دوم که می‌شود، سوم، هی چهارم تا روز عاشورا که می‌شود خب این سیر ماست، اشکال ندارد خوب ما همینیم باید هم همین طور باشیم ولی در این بین یک خرده خودمان را بکشانیم، بکشانیم به آن سمت، بکشانیم به آن فضا، بکشانیم به آن افکار، بکشانیم به آن مراتب، این منظور ایشان در روح مجّرد بوده.

/ 9