أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی
15پایین و به صورت یک انسان دارد با شما تکلّم میکند خب چکار میکنید؟ خب همان خدایی که میگوید روز اوّل شوّال را بخور همان خدا میگوید خب نخور روزه بگیر، خب نباید خورد. همان خدایی که میگوید در اینجا حکم این هست، در این جا میگوید شما باید این حکم را انجام بدهی، این عمل را انجام بدهی، خدایا دیروز گفتی، خب امروز این را میگویم، دیروز آن را گفتم امروز این را میگویم، این فرق بین کلام معصوم [و غیر معصوم] است.
در سیر و سلوک و راه خدا، آن چه را که باید مورد توجّه قرار بگیرد این است که خود فرد، خودش، آن چه را که تشخیص میدهد به همان عمل کند و برود یعنی بر طبق مطالبی که گفته میشود، بر طبق مسائلی که گفته میشود حرکت کند و جلو برود. مطالب باید مطرح بشود، بعد خود شخص جلو برود نه این که هی بیاید سوّال بکند، در فلان مورد حضرت آقا چه کار کنم؟ در فلان مورد چه کار کنم؟! مگر به شما گفته نشده؟ مگر در صحبتها گفته نشده؟ مگر در کتابها نوشته نشده؟ خب باید همان را گرفت و عمل کرد دیگر، اگر انسان بخواهد در جزئیات بار فکری خودش را بیاندازد بر دوش دیگری، پس خودش بدون فکر حرکت کرده و این جا نقطه نقطه ضعف است. سالک باید با فکر حرکت کند تا آن عملش بتواند او را عبور بدهد، یک فردی که در خواب است اگر شب تا صبح بنویسد به اندازه یک شاهی آن نوشتهها ارزش ندارد، چون خواب است، دیدید بعضیها در خواب همینطور مینویسند، و ارزش ندارد، کسی که یک سخنی را در حالت مستی میگوید، به کلام او نمیشود اعتنا کرد چون این را بدون فکر میگوید، فایدهای ندارد بایداز روی تنبّه و شعور باشد.
این نکته، نکتهای است که موجب شده است که مرحوم آقا گرچه مدّتها در زمان حیات خودشان با دوستان خودشان به آن کیفیت رفتار میکردند ولی بنده مشاهده میکردم که دیگر در اواخر حیاتشان به این طریقه ایشان روی آورده بودند، طریقه واگذاری مسئولیت فعل و عمل بر عهده خود آن شخص و در یکی از سخنانشان در سالهای آخر حیاتشان فرمودند که رفقا، من مسئولیت عمل شما را برعهده نمیگیرم، حتماً دوستان این صحبتها و این نوارها را شنیدند، در ضمن آن نوارهایی که هست، آن هم موجود است. هر کسی مسئولیتّش بر عهده او است، بله، مطالب ارائه میشود [که] باید چه کرد. مسائل ارائه میشود که باید چه کرد.

