اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی

14071
نسخه عربی

أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی

17
  •  است که استاد او را معرّفی کند به همه، یا این که باید بنویسید، خب ما آن را ندیدم گفتیم طبق کلام مرحوم آقا و از پشت کوه هم که نیامده بودیم، خودمان در آن منزل بزرگ شده بودیم، چهل سال در آن منزل بودیم اگر بود خب می‌فهمیدیم، ما چیزی را که نفهمیدیم، نمی‌توانیم عمل کنیم، نمی‌توانیم ترتیب اثر بدهیم. گفتند نه! باید بکنید، باید ترتیب اثر بدهید! گفتیم پس این خلاف شد، دو نقطه مخالف. و همین طور و همین طور و همین طور و بعد دیدید که بحمدلله در این اوقات و زمانها [هم‌] چه مسائلی انجام می‌شود! واقعا دیگر چشم بزرگان و گذشتگان روشن شد از مطالبی که داریم می‌بینیم و می‌شنویم و می‌بینیم دارد انجام می‌شود!

  •  تمام هدف مرحوم آقا این بود که افراد از روی فهم حرکت کنند، مگر خود بنده بارها نگفتم به رفقا که از قم که می‌رفتم به مشهد، ایشان از من سؤال می‌کردند حال رفقای قم چطور است؟ می‌گفتم الحمدلله خوب هستند، حالشان خوب است، ایشان می‌گفتند من از حال و هوا و اینها نپرسیدم، از فهمشان پرسیدم فهمشان بالاتر رفته یا نه؟! عینعبارت ایشان این بود که فهم بالاتر رفته یا نه؟ بله؟ ایشان که نمی‌خواست همیشه سالکان و شاگردانشان مثل قلاده به گردن، همیشه طناب به دست باشند، از این طرف و آن طرف بکشند، ایشان کهنمی‌خواست شاگردانشان مثل چهارپا به هر طرف آن صاحب و مالک می‌برد، آنها هم بروند. ایشان می‌خواستند افرادی که در تحت تربیت ایشان هستند هر کدام برای خودشان یک وزنه‌ای باشند، هر کدام برای خودشان یک شخصّیتی باشند، هر کدام بتوانند روی پایشان بایستند، این را ایشان می‌خواستند، ایشان می‌خواستند افراد بفهمند که به کجا دارند می‌روند، نتایج کار خودشان را تشخیص بدهند.

  •  وقتی ایشان می‌گفتند که بعد از جلسه، افراد باید بروند در منزل و کم صحبت بکنند و حال خودشان را داشته باشند، خُب برای چه بوده؟ برای این بوده که اگر اینانجام نگیرد آن از بین می‌رود، حالا افراد می‌آمدند به عنوان این که مثلًا ما با هم رفیق هستیم، ما باید با هم شوخی کنیم، ما باید با هم گرم باشیم، به عنوان گرم بودن و به عنوان حال داشتن و اینها، تمام فضای مجلس تغییر پیدا می‌کرد به فضای خنده وشوخی و اینها، خب این نتیجه‌ای دیگر ندارد، خب برای چه از آن طرفطهران بلند شدی آمدی این جا شب را گذراندی، خانه‌ات می‌نشستی که بهتر بود، بهتر بود یا این که ما می‌دیدیم بعد از مجلس، همین صحبتهای سیاسی و مسائل اجتماعی و اینها در پیش می‌گیرند، این گران شد و آن فلان شد و آن در این جا چه شده، خب شما که نمی‌خواهی به مطالب این بزرگ عمل کنی چرا در این جلسه شرکت می‌کنی؟ چرا حال بقیه را خراب می‌کنی؟ شما کهتحمّل نداری کلام بزرگان را حمل کنی، خب‌