أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی
12تو میخواهی هم این طرف را داشته باشی، هم آن طرف را داشته باشی. هم بیایی بگویی در جلسه عصر جمعه شرکت کردم و هم با فلان افراد که مرتبط با آقا هستند ارتباط دارم، هم دعای سمات کذا و کذا خواندم، هم از آن طرف نسبت به مسائل و اینها خب صحبت شده چون بالاخره نفس به آن طرف گرایش دارد، نفس به پرداختن به مسائل اجتماعی و روزمرّه گرایش دارد، نفس با این امور ظاهری و جزیی و کثرات ارتباط دارد، نمیتواند آرام باشد، نماز هم که میخواند میگوید آی زود نماز تمام بشود چای بیاورند بخوریم شروع کنیم از این حرفها زدن، در نماز هم که میخواهد زود تمام بشود، انگار میخواهد مثل فنری که گرفتند کشیدن، کشیدن، کشیدن یک ساعت دعا و سکوت و فلان و بعد هم نماز و این حرفها، تا نماز تمام میشود ویژی این فنر میرود میخورد به آن جا، برمیگردد دوباره توی آن افکار و آن تخیلات و اینها.
این قضیه باعث میشود دیگران هم مسیرشان، مسیر آلودهای بشود، دیگران هم نتوانند استفاده کنند، یعنی مسئولیتّی که بر عهده بعضیها گذاشته شده است، اقتضا میکند در این موارد شدّت به خرج بدهند، مدارا دیگر تمام شده است، مرافقت دیگر تمام شده، نصایح گفته شده، مطالبی که باید به گوش همه برسد، رسیده است، نه دیگر حال برای کلنجار رفتن با این مطالب باقی مانده و نه دیگر سزاوار است، آخر عمری از ما گذشته، دیگر بچّه نیستیم! از کودکی درآمدیم و باید به فکر فردای خودمان باشیم، آنهایی که نمیخواهند و نمیتوانند خود را با مطالبی که مطرح شده است در این مدّت پانزده سال تطبیق کنند، با عزّت و احترام خودشان بروند کنار، دیگر نیاز به برخورد نباشد. راههای دیگری هست، مسیرهای دیگری هست، که گفته هر چه حقّ است و درست است در این جا است؟ که گفته که فقط راه و مسیر خدا منحصر در همین فضایی است که مشاهده میشود؟! نخیر یک همچنین مسائلی نیست، یک همچنین مطالبی نیست.

