أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی
21هزارها جلسات هست، هزارها راه هست، هزارها مکتب هست هزارها ....، نخیر یک همچنین تضمینی کسی نمیدهد و اگر هم مطلبی مطرح میشود بر اساس همین مسائلی است که به نظر این طور میآید، بنده بارها گفتم که آن چه را که به نظر بنده میآید همان راارائه میکنم ولی بنده معصوم نیستم، بنده جایزالخطا هستم و روز قیامت نمیتوانم مسئولیت کارها و اعمال دیگران را برعهده بگیرم، خودشان میدانند، خودشان میدانند. ولی من این گونه فکر میکنم، من این طور میروم، من بر آن اساسی که در خدمت بزرگان بودم راه را این طور یافتم، خب شاید غلط بوده، شاید اشتباه است پس آن فهم و عقل را خدا برای چه به ما داده؟! خُب برای همچنین روزی آن عقل و فهم را داده،
ولی اگر کسی آمد و اظهار تقبّل وپذیرش کرد وقتی یک مطلب مطرح میشود دیگر غُر نزندها، دیگر نیاید بگوید: آی چرا این جور؟ آی چرا آن جور؟! دیگر نیاید بگوید که پس ما کجای قضیه هستیم؟ پس دیگر نیاید بگوید چرا با ما مطرح نکردند؟ این تُهّرات و خزغبلات را دیگر بگذار کنار، این لاطاعلات را دیگر تمام کند! با ما مطرح نکردند! ما در جریان نیستیم تمام شد. صفحه عوض شد. پرونده عوض شد. مسیر دیگر مسیری است که در او احساس تکلیف میشود، باید افراد متوجّه این قضیه باشند، نسبت مطالبی که مطرح میشود احساس تکلیف پشتش است، کسانی که از این مکتب برای نان خودشان دارند سوء استفاده میکنند، باید بدانند که با آنها برخورد خواهد شد، کسانی که از این مکتب فقط برای ابراز شخصّیت خودشان چه مرد چه زن فرق نمیکند، همه زنها، همه مردها، بارها بنده مگر نگفتم که مرحوم آقا فرمودند تمام رفقا به اندازه دانههای شانه هستند؟ پس کو این حرفها؟!! پس این چرت و پرتها که ما میشنویم اینها کجا بودهاند؟! مگر بنده نگفتم که رفقا مسئولیتشان نسبت به این مکتب به اندازه مسئولیت خود بنده است؟ مگر این حرفها را بنده نزدم؟ خب برای کی این حرفها را زدم؟ برای کی؟

