أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی
23برای کی گذاشتیم؟ برای چه روزی؟! این همه در کتاب خواندیم که باید انسان با نفس مبارزه کند، با نفس مجاهده کند، تخیلات را کنار بگذارد، اصحاب امیرالمؤمنین کسانی بودند که وقتی احساس میکردند که امیرالمؤمنین یک موقعیتّی میخواهد به اینها بسپارد، تنشان میلرزید و میگفتند نه! ما همین گوشه و کنار باشیم، کنار مسجد باشیم، همین که در پشت سر امیرالمؤمنین [باشیم]، همین برای دنیا و آخرت ما بس است، ولی خب میدیدند که خُب امام است، دستور امام واجب است باید اطاعت بشود.
چه قدر خوب است که انسان به همان میزانی که در ابتدای کار مسئولیتّی به او واگذار میشود وقتی در انتها میخواهد آن مسئولیت گرفته بشود همان باشد، فرقی نکند! هان؟! چه قدر ...، حالا مسئولیت چه چیز؟ چه مسئولیتی؟ آقا برو این حرف را به او بزن، این مسئولیت شد؟ واقعا خنده دار نیست؟! آقا تو برو این را به آن بده، آقا شما این حرف را آن جا بگو، اینها چیست؟ این بازیها چیست؟ این مسخره بازیها چیست؟ بله؟!! برای زن بهترین موقعیت آن موقعیتّی است که حضرت زهرا فرمود، آخر پس حضرت زهرا را چه کنیم؟! همه اینها فقط در کتب بماند و برویم؟! ناپخته و نارس عُمر را طی کنیم و از این دنیا برویم؟ مگر حضرت زهرا سلام اللَهعلیها نفرمود: بهترین عمل برای زن آن است که نه مردی او را ببیند و نه او مردی را ببیند؟! خب همین الآن ما داریم میگوییم آقا همین کار را بکنیم،
چرا زن باید با مرد ارتباط داشته باشد؟ چرا در کارش باید تلفن را بردارد و با یک مرد تلفنی حرف بزند؟ چرا؟ خب با زن مشورت بکند، مطلبی دارد فرض کن که بنویسد و به افرادی که هستند بدهد، چرا باید صحبت کند؟ این صحبت کردن با مرد، تمام عبادت او را که در شب انجام داده، فردا همه را میشوید و از بین میبرد، اسید دیدید وقتی که میریزند؟ فرض کنید که در یک جا و در این قالی اسید میریزند شما نگاه میکنی ا ا! شروع کرد کرکها همه وِزوِز کردن و چیز شدن و اینها، یکدفعه نگاه میکنی میبینی موزاییک پیدا شد، سوخت، پودر کرد و همه را از بین برد، این گونه میآید و از بین میبرد، آخر این کلام بزرگان را چرا گوشهای شنوا نمیشنوند؟

