أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی
7مسئله دوّم که این مسئله بسیار مسئله مهمّیاست و این نکته نکتهای است که باید به او توجّه کرد، این است که اگر انسان بخواهد در امور خود حالا قسمت مسئله تسمیه، خب یک مسئله دیگری است به خاطر همین قضیه است که بنده عرض کردم خدمت رفقا، دیگر رفقا اسم بچههایشان را به من ارائه ندهند که بنده دیگر نمیگذارم و همین طور قبلًا نسبت به مسکن و اشتغال و ازدواج هم عرض کرده بودم که بنده را مورد مشورت قرار ندهند و خود آن چه را که صلاح میبینند انجام دهند، التفات کردید؟! این یک تکلیفی است که از طرف مرحوم آقا بر عهده بنده گذاشته شده است و بنده نمیتوانم از تکلیف ایشان تخطّی کنم، یعنی اگر کسی صد سال بیاید و بگوید آقا چه دختری برای پسر من مناسب است؟! بنده اگر بگویم فلان دختر، خلاف کردم اگر صد سال بیاید و بگوید چه پسری برای دختر من مناسب است؟ آقا شما برای بنده فرض کنید که یک دامادی اختیار کنید، اگر بنده بخواهم تعیین کنم، بنده خلاف کردم و بنده نمیتوانم این مسئولیت را به عهده بگیرم زیرا در روز قیامت پاسخگوی پدرم نخواهم بود.
رفقا نسبت به این قضیه خب توجّه داشته باشند و برای همیشه بنده را از این نوع مسائل معاف بدارند.
مطلبی که در این جا باید صراحتاً خدمت رفقا عرض کنم گرچه با انحاء طرق این مطالب را عرض کردم این است که در مکتب تربیتی عرفای الهی، فرد باید با فهم و فکر و تعقّل قدم را بردارد و اگر بخواهد در قدمیکه برمیدارد، همیشه مقلّد باشد به جایی نمیرسد، مقلّد یعنی کسی که قلاده به گردن خود انداخته است، از تقلید میآید و آن قلاده را به دست کسی دیگر داده است، یعنی طناب انداخته در گردن خودش و طناب را داده در دست او، چشم خودش را بسته، گوش خودش را بسته، هر جا که او میرود این را هم با خود میبرد، این را میگویند تقلید.

