أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی
8ما ازامام علیه السّلام تقلید نمیکنیم، ما امام را اسوه قرار میدهیم نه این که قلاده به گردنمان انداختیم دادیم دست امام علیه السّلام، نه، امام را اسوه قرار میدهیم یعنی فعل و عمل امام را حجّت میدانیم برای خود. و عقل حکم میکند کسی که فعل و عمل او حجّت است و حجّت ذاتی دارد، باید به دنبال او رفت. ولی در سایر امور نخیر! مقلّد نباید چشم و گوش خود را ببندد، اتفّاقاً باید بیشتر این چشم را باز کند، این گوش خود را بیشتر باید باز کند، گرچه تقلید میکند ولی باید باز کند، شاید آن فرد اشتباه کند، شاید آن فرد خطا کند. بین تقلید ظاهری از یک فرد عادی گرچه شرعاً حجّیتّ دارد و بین پیروی از امام معصوم علیهالسّلام فرق همین است، کلام امام معصوم علیهالسّلام حجیت ذاتیه دارد، یعنی مو، لای درزش نمیرود ذرهّای خطا ندارد، عین فعل و کلام حق است که منتهی از دهان امام علیهالسّلام میآید یعنی وقتی که امام زمان علیهالسّلام یک دستوری را به ما میدهند، انگار خدا آمده روی زمین، خدا، همین خدا، همین خدایی که ما داریم، آمده روی زمین، میگوید آقای فلان شما این کار را انجام بده، چطور وقتی که این حرف از دهان خدا سربزند دیگر هیچ شکی شبههای، احتمال خلاف و عدم و نقص و نقصانی در آن نیست، کلام امام معصوم علیهالسّلام، کلام امام صادق علیهالسّلام کلام امام سجّاد، امام زمان، امام رضا، اینها همان کلام خدا است که از زبان انسان درمیآید، همان است، هیچ تفاوت نمیکند، این آن است، کلام امام زمان مساوی است با کلام خدا، لذا حجّیتّش، حجّیتّ ذاتی است.
ولی در سایر افراد نخیر، در سایر افراد، از این باب که ما جاهلیم پس آن حجیت دارد برای ما، لذا در نماز چهار رکعتی و دو رکعتی و سه رکعتی مغرب، تقلید در آن جا نیست، در مسائل ضروری تقلید نیست، در حجاب تقلید نیست، در وجوب حج تقلید نیست، حالا ممکن است در خصوصیاتش چون انسان جهل دارد تقلید باشد، بگوید که حالا فرض کنید که من باب مثال اگر کسی دارد طواف میکند سرش را برگرداند طوافش باطل میشود یا نه؟ خب حالا این یک مسئله فرعی است امّا در اصل حج، تقلید معنی ندارد، در اصل وجوب نماز تقلید نیست در این که در ماه رمضان واجب است انسان روزه بگیرد، اینها تقلید نیست، گرچه اینها احکامش در رسالهها نوشته [شده] ولی هیچ کدام اینها تقلید نیست، تقلید در مسائلی است که مسلمان نسبت به آن مسائل جهل دارد، جاهل است، که این هم همان فروعات جزئیه است، نه اصول مسلّمه کلیه و ضروریات و بدیهیات، در آنها تقلید راه ندارد، روی این حساب حجّیتّ کلام مجتهد برای انسان تا کی است؟! تا وقتی که انسان نسبت به این حکم جاهل است، وقتی جاهل است دستور عقل و شرع این است که فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكرِ إِنْ كنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ النحل، ٤٣ اگر نمیدانید، اگر نمیدانید، امّا اگر میدانید چه؟ نه، لذا اگر شما در شب اول ماه رمضان ماه را دیدید، خودتان رفتید در پشت بام، ماه را دیدید، رفتید بالای کوه ماه را دیدید، برای شما ثابت شد ماه دیده شده. مرجع شما شب اوّل ماه رمضان برای او ماه ثابت نشده، نشده، اتفّاق افتاده، خیلی هم اتفّاق افتاده، به عللی به دلایلی ثابت نشده. اگر حکم کند مرجع شما بر این که فردا آخر شعبان است، حرام است که شما بخورید، شما باید بگیرید، چرا؟ چون خودتان ماه را دیدید، با این که آن مرجع است، باشد. مرجع است در جایی که شما جاهلید و در این زمینه چون شما عالم هستید و قطع دارید، آن تقلید در این جا باطل است و در اینجا راه ندارد و همین طور اگر در شب اول ماه شوّال شما ماه را دیدید، ماه را دیدید، بسیار خب، بر مرجع تقلید شما ثابت نشده بود و گفت که فردا آخر ماه رمضان است، حرام است که شما روزه بگیرید، باید روزه را بخورید و اگر روزه بگیرید مشمول عقاب خواهید شد، چون بدعت گذاشتید و روز اوّل شوّال را روزه گرفتید، آقا مرجع تقلید من گفته! گفته که گفته، مرجعّیت برای جایی است که جهالت باشد، روی این جهت، کلام امام علیهالسّلام این نیست.

