أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی
9حالا اگر امام علیهالسّلام به شما بگوید، اگر شما خودتان ماه را دیدید ولی امام میگوید که فردا را شما باید روزه بگیرید، دیگر نمیتوانید بگویید که من ماه را دیدهام نمیگیرم نه، امام کلامش فرق میکند، کلام امام حجّیت ذاتی دارد، کسی نمیتواند در مقابل امام علیهالسّلام نه بگوید، چون کلام او مساوی است با کلام خدا، هیچ تفاوتی نمیکند، هیچ فرقی نمیکند، انگار همین خدا آمده، آمده پایین پایین و به صورت یک انسان دارد با شما تکلّم میکند خب چکار میکنید؟ خب همان خدایی که میگوید روز اوّل شوّال را بخور همان خدا میگوید خب نخور روزه بگیر، خب نباید خورد. همان خدایی که میگوید در اینجا حکم این هست، در این جا میگوید شما باید این حکم را انجام بدهی، این عمل را انجام بدهی، خدایا دیروز گفتی، خب امروز این را میگویم، دیروز آن را گفتم امروز این را میگویم، این فرق بین کلام معصوم [و غیر معصوم] است.
در سیر و سلوک و راه خدا، آن چه را که باید مورد توجّه قرار بگیرد این است که خود فرد، خودش، آن چه را که تشخیص میدهد به همان عمل کند و برود یعنی بر طبق مطالبی که گفته میشود، بر طبق مسائلی که گفته میشود حرکت کند و جلو برود. مطالب باید مطرح بشود، بعد خود شخص جلو برود نه این که هی بیاید سوّال بکند، در فلان مورد حضرت آقا چه کار کنم؟ در فلان مورد چه کار کنم؟! مگر به شما گفته نشده؟ مگر در صحبتها گفته نشده؟ مگر در کتابها نوشته نشده؟ خب باید همان را گرفت و عمل کرد دیگر، اگر انسان بخواهد در جزئیات بار فکری خودش را بیاندازد بر دوش دیگری، پس خودش بدون فکر حرکت کرده و این جا نقطه نقطه ضعف است. سالک باید با فکر حرکت کند تا آن عملش بتواند او را عبور بدهد، یک فردی که در خواب است اگر شب تا صبح بنویسد به اندازه یک شاهی آن نوشتهها ارزش ندارد، چون خواب است، دیدید بعضیها در خواب همینطور مینویسند، و ارزش ندارد، کسی که یک سخنی را در حالت مستی میگوید، به کلام او نمیشود اعتنا کرد چون این را بدون فکر میگوید، فایدهای ندارد بایداز روی تنبّه و شعور باشد.

